.
صفحه اصلي آرشيو جستجو پيوند ها تماس با ما
 

آخرین عناوین
« پایتخت » همچنان در بوته‌ی « نقد »
تغيير نگاه به مازندرانی‌ها در سه‌گانه‌ی «پايتخت»
شمال نیوز: همایش تخصصی « نظر و گذری بر سریال پایتخت۳ » با حضور جمعی از کارشناسان و مسئولین استانی در حوزه هنری مازندران برگزار شد.

شمال نیوز: همایش تخصصی « نظر و گذری بر سریال پایتخت۳ » با حضور جمعی از کارشناسان و مسئولین استانی در حوزه هنری مازندران برگزار شد.

به گزارش شمال نیوز، حجت الاسلام سید ولی هاشمی، مهدی رمضـانی، سینا دلشادی و علیرضا سعیدی به عنوان کارشناسان عرصه‌ی هنـر، رسانه، اقوام و اخلاق به ارائه نظرات تخصصی خود در این همایش پرداخته و تعدادی از حاضران در جلسه نیز دیدگاه های خود را مطرح کردند.

همایش « نظر و گذری بر سریال پایتخت۳ » با بررسی فنی و محتوایی این سریال، عصر پنج شنبه ۲۱ فروردین با حضور «بهرام حمیدی» رئیس سازمان صدا و سیمای مرکز مازندران، «سینا دلشادی» رئیس حوزه هنری استان مازندران، «قهرمان سعیدی» رئیس سازمان بسیج هنرمندان استان مازندران و جمعی از هنرمندان، کارشناسان و اصحاب رسانه در سالن شهید باغبانی حوزه هنری مازندران برگزار شد.

متن کامل نظرات ارائه شده از سوی مهدی رمضانی، با عنوان “تغییر نگاه به مازندرانی‌ها در سه‌گانه‌ی «پایتخت»” منتشر می شود :

 

 

یکی از ایرادهای بزرگی که امروز به شبکه‌های ماهواره‌ای گرفته می‌شود این است که بنیان خانواده‌ها و سبک زندگی را هدف قرار داده اند.

البته این شبکه ها در ظاهر امر، برنامه‌هایشان را با یک سری ملاحظات که از روی سیاست شبکه است پخش می‌کنند و حتی بعضی از این برنامه‌ها با سانسور پخش می‌شود. سانسورهایی که به خاطر احترام به عقاید مردم نیست، بلکه به دنبال جلب اعتماد و پیاده کردن سیاست‌های گردانندگان شبکه است.

بعضی از مردم هم فریب این سیاست را خورده و در نهایت، متوجه تغییر تدریجی سبک زندگی‌شان نمی‌شوند. زیرا ظاهر برنامه را ملاک قرار داده و از زیرمتن غافل شده‌اند. همین است که امروز می‌بینیم سبک زندگی در جامعه تغییر کرده است.

این اتفاق در مورد سریال «پایتخت» به شکل دیگری رخ داده است.
البته شاید این مقایسه در نگاه اول، تا حدی مع الفارق به نظر بیاید اما سیستمی که در این سریال به کار می‌رود همان روش است ؛

در ظاهر یک سری آیتم‌هایی وجود دارد که به عنوان شعار در متن گنجانده شده است.  مانند احترام به بزرگتر، خانواده دوستی، مهمان‌نوازی، حفظ محیط زیست و مواردی از این دست. اما معادل آن، برخی رفتارهای زشت و پرخاشگرانه، توهین، حسادت و بی احترامی های مکرر فامیل نسبت به یکدیگر نیز وجود دارد.

این خیلی خوب است که خانواده «نقی» بزرگ‌شان را نزد خود نگاه می‌دارند و با وجود همه مشکلات حاضر نیستند که پدر را به خانه سالمندان بسپارند، اما در زیرمتن که دقت می‌کنیم می‌بینیم در شخصیت‌های مازندرانی قصه، حتی یک شخص عاقل، اندیشمند و آینده‌نگر وجود ندارد، به جز «همـا» که از قضا مازندرانی هم نیست!

کارگردان سریال و همینطور طراح فیلمنامه اشاره به این نکته دارند که ما به ازای واقعی شخصیت هایشان در مازندران وجود داشته و در طول فیلمبرداری، بارها در کوچه و خیابان دیده اند.

حال که تأکید شده طراحی شخصیت ها تخیلی نبوده و هر کدامشان ما به ازای واقعی داشته اند، سئوالی پیش می آید؛
و آن اینست که ما به ازاها چه بوده و سازندگان دقیقاً چه چیزهایی را در استان ما دیده اند؟ و چه چیزهایی را ندیده اند؟  جهت این نگاه به کدام سو بوده است که حتی یک شخصیت معقول مازندرانی در میان شخصیت های داستان به چشم نمی خورد؟!  یعنی ما به ازایی از آن در استان ما ندیده اند !

منظور این نیست که همه شخصیت‌های قصه باید فرهیخته و اندیشمند باشند، اما برای نمونه حتی یک مورد را هم نداریم که با ویژگی‌های یک فرد مازندرانی، آینده‌نگر هم باشد.  در واقع هر کدام از شخصیت‌ها به نوعی از جنبه رفتاری می‌لنگند.

در سه سری این سریال، مازندرانی‌ها با این فاکتورها به مردم معرفی می‌شوند. این موضوع در دراز مدت از کاراکتر مازندرانی در افکار عمومی چنین تصویری می‌سازد. یعنی همان اتفاق تدریجی و نامحسوسی که از سوی شبکه‌های ماهواره‌ای برای خانواده‌ها افتاد، اینجا در نوع نگاه مخاطب نسبت به شخصیت مازندرانی رخ می دهد.

تصویری که از مازندرانی‌ها به‌واسطه سریال پایتخت در اذهان مردم باقی ماند، سکانس های مربوط به ریش سفیدی بزرگترها برای حل اختلاف، تیمم نقی برای «استاد موسی» یا نماز خواندن «ارسطو» و همسر چینی‌اش نیست، این‌ها لحظاتی هستند که تماشاگر آن در لحظه تحسین می‌کند و می‌گذرد.

اما وقتی سریال مشمول گذر زمان می‌شود هیچ‌کدام از این سکانس‌ها در ذهن مخاطب باقی نمی‌ماند و تنها ، تصاویری از شخصیت هایی ساده ، بی‌فکر و لجوج از کاراکترهایی مازندرانی در ذهن مخاطب به‌جا می‌ماند.  برای همین است که مولفه‌های مثبت سریال ، صرفاً در روبنا قرار گرفته و آن‌چه در ذهن مخاطب می‌ماند زیرمتن و فکر اثر است.

از منظر فنی هم اگر به درام نگاه کنیم می‌بینیم که عنصر منطق در داستان و در شخصیت پردازی ها ضعیف است.

در قسمت اول فصل سوم، سقف خانه فرو می‌ریزد و داستان بر همین اساس آغاز می‌شود.
این سریال فصل ۱ و ۲ هم داشت که سبب می‌شد مخاطب ذهنیتی از شخصیت‌ها داشته باشد ؛
در ذهن مخاطب ، نقی یک گچ‌کار و بنا بود. در قسمت اول سریال می‌بینیم که این فرد ضرورت وجود ستون در خانه را نادیده می‌گیرد ، در حالی‌ که شغلش ایجاب می‌کرد این موضوع را نه تنها فراموش نکند بلکه به آن بـاور داشته باشد. اما در حد چند جمله بین «نقی» و «استاد موسی» در مورد ستون خانه ، شاهد رفع تکلیف در فیلمنامه هستیم و بعد سقف خراب می‌شود تا کل داستان شکل بگیرد.

جالب هم اینجاست که در قسمت آخر هم خود سریال این موضوع را گوشزد می‌کند ؛ وقتی « هما » گوشی موبایل را برای «نقی» پرت می‌کند و گوشی به زمین می‌افتد ، نقی می‌گوید :  « زن بنا نمی‌تونه یه چارک بندازه بالا… ! »

نمونه دیگری که در این مورد وجود دارد، کاراکتر «بهبود» است که در این سریال، به عنوان محیط بانی لاف زن در جریان نجات یک پلنگ از دست شکارچیان غیر قانونی مجروح می شود.

دو نکته در طراحی این شخصیت و ماجرای مجروح شدنش وجود دارد که در نقد یک فعال محیط زیست ، مورد اشاره قرار گرفته و فداکاری و شجاعت کاراکتر «بهبود» را مورد تردید قرار می دهد :

اول اینکه «بهبود» از ناحیه پشت تیر می خورد، یعنی رو به شکارچی خلاف‌کار نبوده است!
و دوم آنکه طبق داستان، با سلاح ساچمه ای زخمی می‌شود که مخصوص شکار پرندگان است نه حیواناتی وحشی مانند پلنگ!

و این بدان معنی است که داستان نجات پلنگ می توانست واقعیت نداشته باشد، مخصوصاً که روایت «بهبود» از چگونگی وقوع حادثه از چاشنی اغراق نیز برخوردار بوده و برای مخاطب باورپذیر نیست.

عده‌ای معتقدند نباید ضعف‌هایی که در شخصیت‌های این فیلم وجود دارد را اختصاصاً به مازندرانی‌ها تعمیم داد.  قطعاً همین‌طور است، هر خصلتی ممکن است در هر فردی از هر نقطه دنیا وجود داشته باشد.
اما وقتی سریالی به نام «پایتخت» ساخته می‌شود و تاکید می‌شود که همه مازندرانی هستند و در دیالوگ‌ها به طور مداوم نام مازندران تکرار می‌شود و کدهای مشخص مازندرانی در سراسر اثر موج می زند ، «نقی» دیگر فرد نیست بلکه نماد مردم مازندران است.
کدهایی در سریال داده می‌شود که این فردیت را از کارکترها می‌گیرد و آن‌ها را به نمایندگانی از مازندران برای مخاطب تبدیل می‌کند. مخصوصاً که کارگردان این سریال نیز هدف خود از ساخت «پایتخت» را تصویر کردن صداقت مازندرانی ها عنوان کرده و این موضوع نیز انعکاس وسیعی داشته است.

وقتی می‌خواهیم اثری را در رسانه‌ای با گستردگی رسانه ملی تولید و پخش کنیم یک سری مسئولیت‌هایی داریم. توقع ما به‌جاست که اگر قرار است این سریال ادامه داشته باشد این موارد هم رعایت شود.

بحث اصلی این است که تصویرسازی در زیرمتن که ظاهراً اتفاقی هم نیست ، آدم‌های «نافرم»ی را در قصه قرار داده و این «نافرم» بودن با گنجاندن جوک‌هایی که در دل قصه اصلی جایی ندارد برجسته شده است.

یعنی به جای این‌که از شوخی‌های مبتنی بر داستان اصلی بهره گرفته شود که طنز واقعی است، یک سری جوک‌هایی را کشف کردند یا ساختند و به بهانه‌ای در داستان قرار دادند تا مخاطب را بخندانند.

به عبارتی داستان براساس آن جوک‌ها شکل گرفته است. برای همین است که فیلمنامه قدرت لازم را ندارد.  شوخی باید در داستان نهفته باشد و یک ارتباط ارگانیک و ساختاری با اثر برقرار کرده باشد، اما در این سریال جوک‌هایی وجود داشت که از اثر بیرون زده بود و از این بابت، به اثر نقد فنی را هم وارد می‌دانم.

به قول دکتر مصطفی مختاباد که در نقد خود ، رویکرد این سریال را عاری از شناخت نسبت به زیست و زندگی مازنی دانسته و ماحصل این رویکرد را شوخی ها و جک سازی هایی غیر منصفانه از آدم ها و زندگی مازنی اعلام می کند که سازنده آن را با ترفندی پنهان در کل کار، طمعه قرار داده است … (لینک نقد)

در مجموع باید گفت در این سریال صداقت و سادگی، بهانه‌ای شد تا یک سری آدم‌های‌ «نافرم» به عنوان شخصیت مازندرانی معرفی شوند. آدم هایی که در اکثر لحظات داستان ، مصداق هایی روشن از بلاهت را به همراه داشته و امروز پس از پخش سه فصل از این سریال، در پیامک ها ، بلوتوث ها و در محاورات روزمره مردم ، تصویری کاریکاتور گونه از مازنی ها را تداعی می کنند.

مصادیق این نافرمی و بلاهت که ذکر شد در سراسر سریال به شکل برجسته ای وجود دارد ؛ این موضوع تنها یک تفسیر یا برداشت شخصی نیست و برای نمونه ، سکانس «تست الکل» از نقی و ارسطو توسط افسر پلیس، تأییدی بر این ادعاست.

آنجا که افسر پلیس به خاطر نوع رفتار نقی و ارسطو – که همچون همیشه، گفتار و کرداری نامعقول دارند – به این شک می افتد که احتمالاً با افرادی مست و نامتعادل مواجه است و از این رو ، اقدام به  گرفتن «تست الکل» از آنها می کند.

پس مخاطب هم حق دارد مانند افسر پلیس در داستان ، رفتار نقی ، ارسطو ، بهبود و … را غیرعادی و نامتعادل تفسیر کرده و واژه هایی نظیر «حماقت» را برای توصیف رفتار آنها به کار گیرد.

این «حماقت»، مصرف غذای حیوانات به جای مکمل غذایی توسط «نقی» را در پی داشته و اینگونه رنگ «اهانت» به خود می گیرد.

و این «اهانت» با اطلاق نام حیوانات توسط «نقی» به خود ، «ارسطو» ، «استاد موسی» و «بهبود» برای فهم یک مسئله ساده، استمرار می یابد!

و جالب اینکه، نه آن خوردن غذای حیوانات و نه این اطلاق نام حیوانات، هیچکدام تأثیری در روند سریال و پیشبرد داستان نداشته و می توانست وجود نداشته باشد!

همان گونه که معرفی بخش های مختلف برج میلاد و طبقات مرتفع آن نیز تأثیری در روند سریال نداشته و به عنوان رپرتاژ آگهی به معرفی یکی از جاذبه های گردشگری شهر تهران پرداخت.

این در حالی است که در هیچکدام از سه فصل سریال «پایتخت» ، نه تنها جاذبه های گردشگری مازندران به تصویر کشیده نشد، بلکه حتی از ذکر نام شهر «شیرگاه» در داستان که لوکیشن اصلی سریال بوده ، دریغ شده و به جای آن از نام «علی آباد» استفاده شده است!

اما علاوه بر جزئیات فراوانی که در هر سه فصل سریال «پایتخت» وجود داشته و بخشی از آنها ذکر شد ، لازم است در مورد کلیت سریال و روندی که مازندرانی ها را در این سه سری به تصویر کشید نکته ای مطرح شود.

نوعی احتیاط ، ملاحظه و به اصطلاح رودربایستی در شدت و غلظت شوخی های داستان در فصل اول سریال مشاهده می شد که به تدریج در فصل دوم کمرنگ شده و در فصل سوم نیز به طور کلی رنگ باخت.

برای درک بهتر این موضوع ، مرور دوباره ی سه فصل سریال لازم است …

اما می توان یک رویداد ثابت را که در هر سه سری وجود داشته و ظاهراً از علاقمندی های آقایان مقدم و تنابنده است به عنوان نمونه ای برای بررسی این روند، مورد دقت قرار داد و آن صحنه ی رقص محلی «نقی» و «ارسطو» است ؛

در «پایتخت۱» ، نقی و ارسطو به همراه باباپنجعلی به طور تصادفی ، یک نوع دم کردنی مخدر را به جای چای می خورند و در فضایی توهم آمیز ، به شکلی غیر ارادی به رقص محلی می پردازند.

این رقص محلی که با لباس و سازهای موسیقی بـومی و حسی معصومانه در تخیلات این افراد همراه بود ، در «پایتخت۲» شکلی واقعی یافته و در یک مجلس عروسی انجام می شود.

اما لباس محلی و سازهای موسیقی بومی حذف شده و حرکات ورزش گونه ی نقی و ارسطو به عنوان رقص محلی ارائه می شود که البته تصاویری از شادی پیرمردها و پیرزن های خانه سالمندان و تأکید بر گنبد و گلدسته ی پشت کامیون ، تا حدی سعی در پوشش دادن این سکانس دارد.

http://www.shomalnews.com/photo/139727745050403632.jpg

اما در «پایتخت۳»  اثری از همین مقدار تلاش هم نبوده و «معصومیت» فصل اول که با محافظه کاری در فصل دوم همراه بود ، متأسفانه جای خود را به نوعی «بدویت» در فصل سوم می دهد که در سکانس عروسی ارسطو شاهد آن هستیم ؛

شخصیت های داستان بدون نشانه ای از لباس محلی و با یک موسیقی کم ارزش الکترونیک (به عنوان موسیقی محلی) و حرکاتی غریب ، همراه با جمعیتی پرشمار بر روی طاقی بی ستون آنقدر به جست و خیز و حرکات سبک و بدوی می پردازند که طاق فرو می ریزد و سقف خانه آوار می شود!

این توضیحات ، می تواند به عنوان مصداقی برای بررسی تطبیقی سه فصل «پایتخت» مورد استفاده قرار گرفته و روند تغییر نگاه به شخصیت مازندرانی از سوی سازندگان این سریال را نشان دهد ؛

روندی که «خواسته» یا «ناخواسته» بودن آن در پازل سه تکه ی «پایتخت» جای تردید است ؛

«خانه به دوش»هایی پشت در مانده در تکه ی اول ، «خانه لرزان»هایی گرفتار روی گسل قطار در تکه ی دوم و «خانه خراب»هایی مدفون زیر آوار در تکه ی سوم که به روایت سازندگان ، جای «ستون عقلانیت» در بنیان زندگی شان خالی بوده و خلأ «حماقت» – با برچسب «صداقت» – خانه را بر سرشان ویران کرده است!

در مجموع «پایتخت» اثری است که هر چند از جایگاه غیر کارشناسی، از برخی لحظات خنده آورش لذت بردم ، اما انتقادهای فراوانی به آن دارم که مهمترین آنها ذکر  شد.

نقد اصلی به بی‌انصافی‌هایی است که در تصویرسازی مازندرانی‌ها انجام شد ، حتی اگر با مطرح کردن طنـز بودن سریال و جنبه های کمیک آن بخواهند آن را توجیه کنند.  چرا که مقوله طنز و کمدی هم برای خود قواعدی دارد که تشریح آن نیازمند فرصت ویژه ای است.

اما این نکته را باید ذکر کرد که هدف طنز ، اصلاح و تسکین است و کمدی هم به ضلالت های اجتماعی اشاره دارد .

«کمدی» از نظر آقای علیرضا خمسه بازیگر نقش «باباپنجعلی» ، نباید بیهوده باشد و باید بخنداند تا به فکر بیندازد.  ایشان معتقد است تماشاگر کمدی باید بخندد و متوجه خلأها و کاستی هایش شود تا جامعه اش را اصلاح کند.

سئوال این است که لااقل در بازی ایشان، چه اندازه این هدف محقق شده است و اساساً مخاطب خندید تا به چه اندیشه ای برسد؟!

این بازیگر سرشناس کشور که نمایش های لاله زاری، بولینگ عبدو و … را واریته و شـوی صرف – و نه کمدی – نامیده و استقبال تماشاگران از اینگونه آثار را به درست تربیت نشدن مخاطب مربوط می داند ، آیا بازی خود در «پایتخت» را مبتنی بر شاخصه های کمدی – و نه شوی صرف – دانسته و آیا اساساً مخاطبانِ کار خود را شایسته ی چنین ارزیابی ناصوابی می داند یا نمی داند ؟!

قضاوت با شماست …
اما واقعیت این است که طنـزپرداز باید بداند چه چیزی را می تواند به مخاطبان خود بقبـولاند و به قول «آرتور پلارد» ، اگر افسار را بیش از حد به سمند خیالات خود بسپارد ، چه بسا دریابد که مخاطبانش به خود او می خندند و  نه به قربانی مورد نظرش!

چیزی که باعث می شود استقبالی همیشگی از طنز وجود داشته و کمتر کسی آن را برخورنده بداند به گفته ی « سویفت » این نکته است که طنز نوعی آیینه بوده و عموم نظاره گران ، چهره هر کسی به جز خود را در آن می بینند.

اما موضوع این است که منتقدان ، غیر از آن عموم نظاره گران هستند که «سویفت» توصیفشان کرده است!
منتقدان ، چهره خود را هم در آیینه ی طنز می بینند و  ممکن است بر خلاف عموم نظاره گران ، آن را برخورنده هم بیابند ؛
عمده ی منتقدان «پایتخت» به خصوص منتقدان مازندرانی چنین بوده اند.

از دلگرمی های منتقدان مازندرانی سریال «پایتخت» ، اعلام نظر صریح نماینده محترم ولی فقیه در استان حضرت آیت اله طبرسی در مورد این سریال بود که در واقع، پایانی بر تردید بعضی از منتقدین سریال محسوب شده و از این بابت جای تشکر فراوان دارد.

اما در مورد نقدهای سریال «پایتخت» و حواشی آن در استان ، یک نقد مهم وارد است.
در جریان نقدهای صورت گرفته به سه سری این سریال تلویزیونی به خصوص در سری سوم ، متأسفانه چهار « نبـاید » اتفاق افتاد :

« نباید » اول :
ورود بدون پشتوانه ی کارشناسی بعضی از مسئولین به موضوع، از طریق نامه نگاری، انجام مصاحبه و انتشار یادداشت در رسانه ها که اتهام سیاسی بودن انتقادات را از سوی سازندگان سریال به همراه داشت.
بهتر بود که در گام نخست، نشستی کارشناسی با صاحبنظران برگزار شده و در گام بعد، اعتراض فرد مسئول با تکیه بر دیدگاه های آن نشست ارائه می شد تا ضمن اثرگذاری بیشتر، شائبه سیاسی بودن موضوع ایجاد نمی شد.

« نباید » دوم :
تغییر مسیر بعضی از نقد های مخالف و موافق که به تدریج از سریال «پایتخت» غافل مانده و عرصه نقد را با میدان مبارزه اشتباه گرفتند. چنین بود که بخش اعظمی از تمرکز و انرژی نویسندگان مطالب و یادداشت ها در فضای مجازی، صرف محکوم کردن طرف مقابل شد.

« نباید » سوم :
رادیکال شدن فضا و انحراف نقدهای کارشناسی به سمت انتقادهای غیرمنطقی که منجر به انتقال اعتراض ها از فضای مجازی به فضای واقعی و نهایتاً تجمع عده ای از معترضان در مقابل ساختمان استانداری مازندران شد.

و « نباید » چهارم :
تحریک ناخواسته معترضان از سوی برخی رسانه ها با کم اهمیت تلقی کردن تجمع آنها در مقابل استانداری که موجب شکل گرفتن تجمع دوم شده و این موضوع، تصویری عینی تر از فراموش شدن خود سریال و تقابل مخالفان و موافقان در داخل استان را نشان می داد.

.

در مجموع ، وجود چنین «نباید»هایی در فضای نقد «پایتخت» ، واکنش سازندگان سریال به خصوص طراح و سرپرست نویسندگان آن را به دنبال داشت که نقد های منتقدان را به «هوچی گری» تشبیه نموده و آنها را «آزار دهنده» دانست.

تعبیر «هوچی گری» از «نقد» توسط محسن تنابنده ، متأسفانه هوچی گری خود این بازیگر را به دنبال داشت که با اشاره به بازدید مسئولین اجرایی و نمایندگان مجلس از صحنه فیلمبرداری سریال ، اعتراض های مطرح شده از سوی آنان را به دلیل حضورشان در لوکیشن وارد ندانسته و بعضی از نمایندگان را زیر سئوال برد.

که البته این مسئله با پاسخ آقای سید هادی حسینی، نماینده مردم قائمشهر و سوادکوه در مجلس مواجه شد که اظهار داشت: « حضور در صحنه ی فیلمبرداری به منزله تأیید سریال نیست ». و به علاوه روشنگری آقای علیرضا یونسی، معاون سیاسی استاندار مازندران خطاب به معترضان سریال که تأکید کرد: « استاندار در جریان متن سریال نبوده و جهت تکریم هنرمندان با عوامل پایتخت۳ دیدار کرد. »

 

 

اظهار نظر عجیب آقای تنابنده می تواند از این روی باشد که ایشان و آقای مقدم با سرکشی مسئولین و نمایندگان از روند ساخت سریال ، نوعی «مصونیت» را برای خود و «پایتخت» متصور شده و به همین خاطر ، توقع چنین حجم وسیعی از انتقادات را نداشتند.

و شاید استفاده از برخی بازیگران شناخته شده مازندرانی در سریال – آنهم در نقش های دست چندم و حتی به عنوان هنرور – هم با نیت دستیابی به این «مصونیت» بوده باشد …!

.

آنچه از «پایتخت» باید گفته می شد، گفته شد …
اما سخن پایانی همان است که در یاداشت گذشته ذکر شد (لینک یادداشت) ؛

از ماست که بر ماست!

ما در خانه ی خود«نـوروز»ها و «برهـان»ها داریم و به جای آنکه با هم بخندیم ، به هم می خندیم!

گلایه مان را در خانه خود ؛ در «شبکه تبرستان» نگه می داریم.

خودکرده را تدبیر «هست» !


ایمیل مستقیم :‌ info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000592323
 
working();
برچسب ها : پایتخت ۳

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

نظرات خوانندگان :

دوست 23 فروردين 1393
متاسفم برایتان......تازه بیدار شدید!
روح اله 23 فروردين 1393
در تکمیل شخصیت بهبود :
یک انسان لاف زن - که به دروغ گویی از سوی نقی و پدرش بارها متهم شده. کلاش بدستی که توان استفاده از اسلحه را ندارد. شکم چران و تن پرور است. بشدت ترسوست. از پشت تیر خورده و .... از آن طرف بعنوان یک ایثارگر و جانباز مطرح میشود که هی با دلیل و بی دلیل از وی تجلیل میشود و کلمات غلو آمیز در موردش بکار رفته- نام خانوادگی اش فریباست یعنی فریبنده
بهبود را برای مسخره کردن قشر رزمنده و ایثارگر مازندران بوجود آوردند و به آنها اتهماتی را زدند که در بالا عرض کردم
شمالی 23 فروردين 1393
اینتا سریال خار بیئه اگر جنبه های منفی شومالی ها و غیر شومالی ها یکسون بی بو.موتئسفانه در اینتا سریال شمالی ها(مازندرانی ها) رِ خله عقب دکت و ابلهه و شفته و کودن و بی سلیقه نشون هدائه.توسیف شومالی ها با ویژگی های ذکر بئی باعث بئییه که خله از مردم شومال منتقد اینتا سریال باشن.آیا اشکال داشته جنبه های منفی شومال یه و غیر شومالی ها یکسون بی بو؟
مازنی 23 فروردين 1393
آقا دمتون گرم شما که انقدر خوب نقد می کنین بیاین بی پولی ما رو هم نقد کنین که چطور تو این اوضاع گرونی زندگی رو بچرخونیم خدایی تو این وضیعت زندگی کردن واسمون سخت شده.بخدا جونا دیگه نمی دونن چی کار کنن.این بنده خداها یه سریالی ساختن و مردمو خندوندن رفتن حالا هی بیاین نقد کنین این شد اون شد......شما که انقدر خوبین بیاین واسه استان ما کاری کنین دیگه.....
حامد 23 فروردين 1393
چرا شما فكر مي كنيد فيلم پايتخت نماد و معرف مازنيهاست اين القاي غلط شما بر ضرر مردم استان تموم ميشه.درضمن مگه طنز رشيد رو كسي نديد .كسي نگفت رشيد نمايده اصفهانياست اگه به ساده لوحي باشه رشيد خيلي احمقتر از نقي ظاهر شده بود .در كشور كسي با لهجه ما آشنا نبود وهمه رو گيلكي فرض مي كردند تنها فيلمي كه موجب شد مردم ايران به لهجه مازني علم پيدا كنن و هرجا مارو ديدن نگن تي بلا مسر.شما مي خواين تو فيلم طنز مفهومش اينه كه خلاف واقع باشه علت خنده خلاف واقع بودنشه ديگه فكر نكنم كسي اين مطلبو ندونه.
نا شناس 23 فروردين 1393
شورشو درآوردید با این نقادی های گندآور
مجتبی 23 فروردين 1393
در ادامه صحبت آقای دکتر اسلامی موضوع بند 9 به عرض برسانم دولت چرا نمیاد در حق و حقوق مدیران تفحص نمیکند آخه این چه رسمیه من کارشناس با مدرک لیسانس با سیزده سال سابقه با دو فرزند حقوقم یک میلیون و دویست تومان مدرک از دانشگاه دولتی اونوقت مدیر من با دو سال بیشتر سابقه مدرک از یک دانشگاه که چند سال درش تخته شده بود بخاطر مسائلی اون هم با دو فرزند بگیره 4 میلیون تومان این چند برابره ؟ دکتر روحانی امید و تدبیرت کو کجاست ؟ من همین فرق را می بینم دیگر امیدی ندارم تازه از بی لیاقتی مدیران هم عرض نکردم خواهشم اینه که بیا و ببین . من با اقتدار به تو رای دادم
نا شناس 23 فروردين 1393
گدوم يك از اينها كه در اين همايش شركت كردن آدم كار درست و حرفه ايست كه نقد انها قابل قبول باشد؟؟؟؟؟
نا شناس 23 فروردين 1393
آره اونا سریالو ساختن و رفتن و بدبختیش واسه مازندرانی ها موند.......فکر کن تو این همه مشکلات اقتصادی که داریم با این سریال نمک به زخم مازنی ها زده شد.ضمنا برای حل مشکلات اقتصادی استان دست به دامن استاندار شو در سایت استاندارنومه >>>
نا شناس 23 فروردين 1393
سريال طنز رو كه نمي توانند جدي بسازند. حالا يه سريالي ساخته شد رفت، خيلي هم پسنديدند. حالا چرا اينقدر شلوغش مي كنيد؟ مي خواهيد چي رو ثابت كنيد؟ مردم نون شب ندارند بخورند، هزار تا مشكل و گرفتاري توي استان وجود داره. ما هيچ مشكلي نداريم فقط مشكل ما مازندراني ها ساخت اين سريال بود؟؟؟؟!!!!!!!! بابا بي خيال. گندش رو در آورديد.
تقي 23 فروردين 1393
آقايون بجاي اينكه اين همه خوب نقد كنيد بياييد رئيس چندين ساله صدا وسيما را عوض كنيد كه يك برنامه خوب در مازندران پيدا نمي شود وديگران مجبورا" براي ما برنامه درست مي كنند
نا شناس 23 فروردين 1393
انشاالله قیامت خدا عدالت رو بر سازندگان این سریال موهن اجرا میکند
عزیز 23 فروردين 1393
مرده شور این قهرمان قلابی مازنی (نقی ) را ببرند که از عرضه هیچ کاری مثل ساختن خانه و حتی اجاره خانه و حتی برخورد درست با زن ودادماد خانواده و... هم برنمی اید, یکدفعه قهرمان جهان می شود. آفرین بر مختابادها و رضا یزدانی ها و حسین اسلامی ها و طبرسی ها و مقیمی ها که با دیدن سریال و باتحمل بالا (برخلاف برخی استانهای دیگر) و نفد منصفانه ظرفیت بالای مازندرانیها و هوشمندی انها را نشان دادند تاحدی که یک نفر ازبزرگان استان در مراسم تجلیل از این سریالی که مدعی معرفی فرهنگ مازنی بود حضور نداشتند. تو دهنی محکمی خوردند بحدی کارگردان اعلام کرد( غلط کردم) پایتخت چهاری در کاv نیست.
نا شناس 23 فروردين 1393
*****مشکلات اقتصادی مالی در همه ی استان ها است ولی با وجود مشکلات انقدر غیرت دارند و نمیگذارند هیچ از خدا بی خبری آنها را تحقیر کند.همان غیرتشان باعث میشود همه ی مشکلاتشان (حتی همان اقتصادی مالی) هم برطرف شود ولی در مازندران بعلت نبود همان غیرت به موطن اصلیمان(مازندران) باعث شده هم مشکلات اقتصادی و مالی داشته باشیم و همینطور اینگونه به ما هتک حرمت شود******
نا شناس 23 فروردين 1393
*****مشکلات اقتصادی مالی در همه ی استان ها است ولی با وجود مشکلات انقدر غیرت دارند و نمیگذارند هیچ از خدا بی خبری آنها را تحقیر کند.همان غیرتشان باعث میشود همه ی مشکلاتشان (حتی همان اقتصادی مالی) هم برطرف شود ولی در مازندران بعلت نبود همان غیرت به موطن اصلیمان(مازندران) باعث شده هم مشکلات اقتصادی و مالی داشته باشیم و همینطور اینگونه به ما هتک حرمت شود******
reza 22 فروردين 1393
مازندرانی های که از سریال دفاع می کنند بخوانند:
1. تا به امروز هیچ سریال جدی، حماسی، تاریخی, قهرمانی و یا... در مورد استان و مردمش ایجاد نشده و تنها در سریال پایتخت به نظر با منظور قبلی اقدام به تخریب چهره مازندرانی ها شده است که ایکاش همچنان مازندران مهجور می ماند.
2.با توجه به وسعت ایران عزیز خیلی از مردم استان های دیگر موفق به سفر به استان ماو مشاهده فرهنگ واقعی مازندران نمی شوند و تنها راه اشنایی ایشان صدا وسیما می باشد . آیا شایسته بود اینگونه به ایران معرفی شویم.
3. در عرصه فیلم و سینما برای تخریب یک فرهنگ، تفکر واداب رسوم نیاز نیست نویسندگان وکارگردانان مطلبی را بصورت بنر، تابلو یا زیرنویس بیان نمایند بلکه با چند صحنه موارد خود را به دیگرا القا می کنند و مخاطبین امروزی نیز با اشاراتی مطالب را دریافت می دارند. موارد زیر
- رو انداختن هما به عنوان همسر یک مازندرانی به هر کسی برای التیام درد شکست نقی
- پیش گام شدن و همکلام شدن خانمهای مازندرانی در وجود همسرشان با دیگران و بی تفاوتی آقایان در این خصوص( در جواب دادن تلفن و....)
- تنها گذاشتن هما در چند صحنه مختلف با رانندگان تاکسی
- و ............................
و بسیاری از این دست نکات و تکرار آنها گویا صرفا جهت بی غیرت نشان دادن مازندرانی ها بود. در حالی که در همین ایام در شبکه دوم و سریال خوب، بد زشت، محمد کاسبی و امین حیایی به عنوان تهرانی های اصیل در فیلم و نقش شان اجازه نمی دهند حتی داماد خانواده اسم زن خود را در جمع بیاورد که در این صورت داماد تو سری می خورد.
4. ایا نمی شد بدون توهین به هیچ قوم واستانی مردم را خنداند وشاد کرد؟ مثل سریالهای دودکش، چهار دیواری، قهوه تلخ یا همین شاه گوش..... که البته می دانیم بعضی از آقایان هم دست اندر کار تعدادی از انها بوده اند.

در خاتمه از تمام مسئولان استان خواهشمندم حافظ منافع و غرور زخمی شده ی مردم استان باشند تا لااقل از این پس شاهد آن نباشیم که دیگران در خاک استان، با به مسخره گرفتن فرهنگ وآداب ما برای خودشان نان واعتباری کسب کنند و پس از اتمام کار و رسیدن به اهداف پنهانی شان، منتقدین را هوچی گران بنامند و همچنان در مسیر توهین به ما باشند . یا علی مدد
شمالي دردمند 22 فروردين 1393
واقعاً ما مازندراني ها كي ميخواهيم درست بشيم؟؟ البته اگر نگاهي به وضعيت استان و امكانات و بهره برداري از اون امكانات و جاده ها و... تو اين استان بندازيم مي بينيم كه همه عقب افتادگي استان به خاطر همين تنگ نظري ها و كوته بيني هاي ما بوده و هست و هيچوقت هم درست نخواهد شد. منتظريم ببينيم كي يه كار انجام مي ده و خوب و بدش اصلاً برامون مهم نيست و فقط مي خواهيم ساز مخالف را بزنيم. من مي دونم اگر آقاي مقدم الان ميومد يه عده آدم مازندراني رو كه همه دكتر و مهندس و وكيل و وزير بودند را با ويلاهاي انچناني در نمك ابرود و كلاردشت و ... نشون مي داد كه همه مازندراني بودند اما همه فارسي حرف مي زدند اونم بدون لهجه و همش داشتند به هم فخر مي فروختند و با بنز مي رفتند سر كار و مي اومدند خونه مشكل حل بود و همه به يه همچين كارگرداني افتخار هم مي كردند. ولي آيا اينم شد سريال؟؟؟ اينم شد برنامه سرگرم كننده؟؟؟ اگرچه اصلاً اعتقادي به مسخره آميز بودن اين سريال ندارم ، والا اگر هم كسي قصد مسخره كردن ما رو داشته باشه زياد هم بيراه نرفته. چون ما مسخره هستيم واقعاً. اگر فقط يك روز اونم نه اول فروردين 8 فروردين كه وسط تعطيلات بود و احتمال ترافيك خيلي كم، مسير 3 ساعته تهران ساري را 13 ساعته اونم نه از جاده چالوس و هراز بلكه ار فيروزكوه كه به اصطلاح اتوبان هست رد مي شد مي فهميد كه ما واقعاً مسخره هستيم. چند قرنه كه شمال محل گردش تابستاني و عيدي ايرانيانه؟؟ وقتي آدم توي اون ترافيك توي 5 ساعت فقط 30 كيلومتر راه بره و فعاليت هاي راه سازي و يا پليس رو توي اون مسير ببينه فكر مي كنه اونا تا الان با يه همچين معضلي روبرو نشدن كه اينطوري هولن.
بابا جمع كنيد اين ننه من غريبم را. بريد دست آقاي مقدم و همكارانشونو ببوسيد كه اينقدر شيرين مازندران را معرفي كردند تا ديگه اسم شمال اومد تبريزيها نگن آره ميريم شمال رشت!
نا شناس 23 فروردين 1393
بگید از فرهنگ خودشون چنین سریالی بسازن.
نه اینکه بیان اینجا نون و نمکمون رو بخورن و به فرهنگ مردممون توهین کنن.
خبرگزاریهایی مثل خبر آنلاین خبر های حمایتی از این سریال موهن انعکاس میدن.
همین امروز شبکه یک از مردم علی آباد کتول استان گلستان مصاحبه حاکی از رضایت پخش کرد.
نام شهرهای مازندران بارها در این جوکستان برده شد و به فرهنگش توهین شد اما اینها عذر خواهی که نکردند هیچ, در پی جلب رضایت اقوام دیگر هستند گه خود و رسانه ی میلی ضرغام تی وی را مبرا از اعتراض و انتقاد مردم مازنداران کنند.
برای مقابله با این روند مسوولان و مردم باید متحد عمل کنند تا این سریال اهانت آمیز ادامه پیدا نکند.
نا شناس 23 فروردين 1393
تو این جلسه فقط آقای رمضانی صحبت کرد؟
نتیجه چی شد؟
نا شناس 23 فروردين 1393
واقعاًخجالت نمی کشیدبااین نقدهامازندرانی هاراتحقیرمی کنیدنقدیعنی ضعف وقدرت راباهم دیدن
علی ایمانی 23 فروردين 1393
عدم رعایت ایمنی ساختمانها و درنظر گرفتن استحکام بنا ( عدم تعبیه ستون در خانه نقی معمولی ) را به کرّات در حین ساختمانسازی ها مشاهده می کنیم . عکسهائی که شمال نیوز در خصوص ریزش ساختمانها در اثر بارش برف این زمستان رخ داد گواه این ادعاست .
امضاء : یک مهندس مجری ساختمان
نا شناس 23 فروردين 1393
با تشکر از شمال نیوز باید بگویم که نمایندگان مازندران نیز در کمیسیون اصل 90 شکایت کردند.
نا شناس 23 فروردين 1393
متن نامه اعتراض نمایندگان مجلس که توسط سید هادی حسینی نماینده مردم قائمشهر ، جویبار و سوادکوه نوشته شده است ، به شرح ذیل است:

ریاست محترم کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی

جناب دکتر پور مختار

سلام علیکم احتراما به استحضار می رساند علیرغم تذکرات و مکاتبۀ نمایندگان، متاسفانه صدا و سیما در ایام نوروز اقدام به پخش سریال پایتخت 3 نموده که با عنایت به عدم مطالعه و آشنایی با خرده فرهنگنمای بومی مردم بزرگ مازندران در بسیاری از موارد موجب اهانت به فرهنگ اصیل و غنی مازندران شده و آداب اجتماعی مردم مورد تمسخر قرار گرفته است و نگرانی مردم به خصوص جوانان را فراهم آورده است، انتظار رسیدگی داریم.
نا شناس 23 فروردين 1393
سریال خیلی جالبی بود
نگاهتون رو عوض کنیدومنطقی باشید
اینهمه تهرانی ها در سریالها وفیلمها نقش دزد و....رو بازی کردن اگه اینجور باشه اولین کسی که باید اعتراض کنن تهرانی ها باید باشند./ با احترام : کلارآباد نعیمی
نا شناس 23 فروردين 1393
مگه ما دلقک ایرانی ها هستیم که برای شناسوندن ما به اونها باید دلقک بازی در بیارن که روح ایرانی ها شاد بشه و ما هم بگیم خوب اشکال نداره بذاریم به هر قیمتی مازندرانو بشناسن.اینجا تا دلت بخواد مسافر میاد هیچوقتم هیچکی به ما نگفت رشتی.ضمنا ایرانی ها واسه ی کارهای مهمشون مثل ازدواج بشدت به مازندران گرایش دارن و در این مواقع خوب فرق رشت و مازندرانو میدونن.
نا شناس 23 فروردين 1393
خدا لعنتشون کنه افرادی که خواسته یا ناخواسته دارن فرهنگ شیعی مازندران رو تمسخر می کنند
سعید 23 فروردين 1393
آقایی که نوشتی برید دست مقدم را ببوسید و جاده فیروز کوه را 13ساعته رفتی پس با پایتخت 1و2 این مشکلات حل نشد بلکه مازندران شد ترافیک بیشتر و زباله بیشتر , البته با این تصویر پررنگ از علی اباد , من و جنابعالی را به عنوان همشهری نقی میشناسند. ..بیشتر ازهمه هم به کشتی گیرها اهانت شده .
عمران اکبرنژاد 24 فروردين 1393
نظرات هنری جناب آقای رمضانی متین و قابل احترام است.ولی از نظر اجتماعی و فرهنگی باید به این موضع مهم توجه کنیم که فیلم کاستی ها و توانمندی ها را نشان می دهد.برخی از دوستان انتظار دارند که شخصیت های فیلم بدون اشتباه و پاستوریزه و معصوم ظاهر شوند که اگر جز این باشد توهین و تحقیر و تخریب شخصیت ها یا مفاهیم را به دنبال دارد.سریال پایتخت به ظرفیت برای مازندران بود که می توانستیم با بهره برداری از آن و تزریق نظرات کارشناسی شده توسط کارشناسان از آن بهره مندی بیشتری داشته باشیم.
همواره دیدگاه و نظر مردم غالب است و کارشناسان -البته عموما از روی منطق و استدلال و آینده نگری نظر مکی دهند ولی چون تربیت مخاطبان و مردم را جدی نمی گیرند- همواره لاجرم در مسیر مردم قرار خواهند گرفت.
نا شناس 24 فروردين 1393
بجاي نقد سريال فكري به حال بيكاري جوانان مازندران بكنيد سريال تمام شد
نا شناس 24 فروردين 1393
آقایون تهرانی, تهران فرهنگی نداره که بهش توهین بشه.
نا شناس 24 فروردين 1393
نماینده مردم عزیز سوادکوه که باقالی پلو رو با دست اندرکاران سریال پایتخت نوش جان کرد و عکس یادگاری گرفت تازه متوجه شد که نه به عنوان یک سوادکوهی بلکه در شان یک نماینده مجلس نیست که با گروهی از دلقکای تلوزیون شام بخوره و عکس یادگاری بگیره . آقای حسینی شما با رای همین مردم صاحب کرسی مجلس شدید. موفق باشید
نا شناس 24 فروردين 1393
نقد بسیار عالی و شاید فراتر از عالی بود.احسنت به این همه درایت ولی ظاهرا اقوام متنوع ایران از این سریال استقبال کردند (که البته حق دارند قومیت اونها که مسخره نشد و همشون خودشون پشت تهرانی ها قایم میکنند نظیر همین عوامل شهرستانی سریال پایتخت ،چیزی به نام هموطن و همدردی هم که در ایران معنایی نداره) پیشنهاد میدم این سریال کذایی و بی شرمانه واسه قومیت های دیگه ساخته بشه که این استقبال و لذت ایرانی ها تداوم داشته باشه.
محمود 24 فروردين 1393
مردم مازندران به جای خسته نباشید گفتن دارن اعتراض می کنن به چی ؟؟؟
کجاش توهین بود ؟؟
فرشید 24 فروردين 1393
واقعن داخل استان جلسه گرفتن چه فایده ای داره واسه ما مازندرانی هایی که آبرومون رفت آب ریخته جمع نمیشه.....باید برین شبکه 1اعتراض کنید...نه اینجا .واقعن تشکر دارم از شمال نیوز که انقده رو مازندران غیرت داره .ممنونم
یک مازندرانی 24 فروردين 1393
... ساده و روشن!! باید مازندرانی هایی که از فیلمنامه فیلم آگاهی داشتند و کوتاهی کردند تنبیه شوند و این بازیگران نقش اول را اعدام کنید بابا!!
نا شناس 24 فروردين 1393
تاحالا فكر كردين چه لزومي داره يه عده بلند شن برن يه جاي غريب بخوان فرهنگ اونجا رو بدون هيچ چشمداشتي احيا بكنن؟معلومه ساده تر از مازني ها گير نياوردند.ننگ بر مدافعين مازني پايتخت.راستي اگه قبول داريد فرهنگ مازندرانيها پايين هست خب بريد تهران زندگي كنيد چرا نميريد.يه خورده هوش خودتونو بكار بگيريد شايد متوجه بشيد چه سوژه اي شدين.بايد اين نقد ها ادامه داشته باشه تا پايتخت 4 ساخته نشه وغير مازني ها به خواسته خود كه خنديدن به ماست نرسند.مرسي اقاي رمضاني مرسي شمال نيوز
ناشناس 26 فروردين 1393
شومالی زبون:اگه همه شومالی ها مسل دس اندرکارون سایت شومال نیوز و بعضی از نمایندگون مجلس در دفاع از فرهنگ شومالی ها تلاش کِردنه پخش اینتا سریال کسیف پایتخت موتوقف بیئه.اما موتئسفانه بعضی از شومالی ها کم کاری در اینتا زمینه هکردنه که هیچی حتا به دفاع از اینتا سریال کسیف و سخیف دس بزونه.کجه اما همه شومالی ها چنین ویژگی هائی دارمی که اینتا سریال موهن پایتخت دله نشون هدا بئییه؟آیا خنده بیاردن اتتا نفر چن نفر دیگه رِ ناراحات هکنی اخلاقیه؟شومال نیوز جا سپاسگوزار هسسمی.
زبان پارسی:اگر همه شمالی مثل دست اندرکاران سایت شمال نیوز و برخی از نمایندگان مجلس در دفاع از فرهنگ شمالی ها تلاش می کردند پخش سریال کثیف پایتخت متوقف می شد.اما متاسفانه برخی از شمالی ها کم کاری در این زمینه کردند هیچ حتا به دفاع از این سریال کثیف و سخیف پرداختند.کجا ما همه شمالی ها چنین ویژگی هائی داریم که در این سریال موهن پایتخت نشان داده شد؟آیا برای خندادن یکی عده ای را برنجانی اخلاقی است؟از شمال نیوز سپاسگزاریم.

ارسال نظر :
پاسخ به :





نام : پست الکترونیک :
 
working();

« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما »
هرگونه نقل و نشر مطالب با ذكر نام شمال نيوز آزاد مي باشد

سامانه آموزش آنلاین ویندی