دلقکِ کفش-پاشنهبلند در خزر!

دلقکی با کفش پاشنهبلند، از پشت میزهای کییف البته با دستور و هماهنگی اربابانش دستور حمله به خزر میدهد.
نباید دنبال منطق نظامی گشت؛ اینجا نمایشگاه «سلبریتیهای ویرانیآفرین» است. شنبه ۳ مرداد، زلنسکی با همان لحن نمایشگونهاش ادعا کرد کشتیهای ایرانی هدف قرار گرفتهاند. حقیقت اما در خون ملوان شهید و زخم ایرانی دیگر است. حمله پهپادی اوکراین به یک شناور تجاری، اتفاق نظامی نیست؛ یک «کمدی سیاه» است. برای نخستین بار، کییف مسئولیت تجاوز به منافع ایران را پذیرفته؛ یعنی یکی از امنترین حوزههای اوراسیا، حالا به صحنه نمایش یک بازیگر تبدیل شده است.
زلنسکی کیست؟ دلقکی که پیش از ریاستجمهوری، خندهآور بود و اکنون عروسک خیمهشببازی واشنگتن، ناتو و رژیم صهیونیستی است. تراژدی اوکراین در تضاد میان «سلبریتی بودن» و «حاکمیت» است. زلنسکی همان بازیگر سادهلوحی است که گمان کرد اداره یک کشور، همان بازی در نقش «واسیل پتروویچ» در سریال «خادم ملت» است. با تیم رسانهای «کوارتال ۹۵»، یک رؤیای پوپولیستی ساخت و با تکیه بر همان توهم، مردم را به دنبال خود کشاند. او ثابت کرد سلبریتیها وقتی وارد سیاست میشوند، نه برای تخصص، بلکه به عنوان ابزاری برای تخریب در دست غرب وحشی قرار میگیرند. ارمغان او برای مردمش؟ تبدیل کشورش به بارانداز سلاح و میدان جنگ ناتو و نابودی اوکراین.
اما لایه تاریکتر، در کفشهای پاشنهبلند و رقصهای وگاسی اوست. زلنسکی، مُبلّغ «ایدئولوژی شهوانی» است. در سهگانهی «عشق در شهر بزرگ»، هدونیسم یا همان شهوترانی جاهلمآبانه را ارزش غایی معرفی کرد؛ جایی که تعهد خانوادگی «مذموم» و «عبث» است و لذتهای غیراخلاقی، «عشق واقعی» نامیده میشود.
عجیب نیست که سیاست فرهنگی او در ریاست جمهوری، همان تکرارِ فیلمهایش بود: ماریجوانا، قمار و روسپیگری. زلنسکی در واقع همان «ایگور»ِ فیلمهایش است که هدفش رسیدن به اوج لذت است و برای آن، تمام خط قرمزها را زیر پا میگذارد. کسی که در دنیای خیال، با کفش پاشنهبلند رقصید و در دنیای واقعیت، کشورش را به خاک و خون کشید.
دریای خزر طی سه دهه، جزیره امنی بود. اما اکنون این مرز شکسته شده است. زلنسکی با این اقدام، جغرافیای جنگ را به حساسترین مناطق پیرامونی روسیه و ایران منتقل کرد. تلاشی برای اینکه تهران را مجبور کند منابع خود را میان جبهههای مختلف تقسیم کند. در حالی که ایران در جنوب با شدیدترین تقابل وحشیانه آمریکای جنایتکار و رژیم کودککش اسرائیل روبهروست، باز شدن کانون تنش در شمال، دقیقاً در راستای راهبرد «چندجبههای کردن محیط تهدید» است. این همان منطق «محاصره در برابر محاصره» است تا کریدور شمال-جنوب را ناامن کنند.اما زهی خیال باطل.
واکنشهای آقایان عراقچی و بقایی، پیامی روشن به دنیا داد: ایران نه تنها در جنوب، بلکه در شمال نیز خط قرمزهای خود را میشناسد و هرگونه تجاوز به منافع ملی، چه از سوی یک دلقکِ دستنشانده و چه از سوی حامیانش، با پاسخ دندانشکن روبهرو خواهد شد. همه میدانند؛ زلنسکی بدون چراغسبز شرکای اروپاییاش جسارت چنین ماجراجوییای را نداشت و اکنون به عنوان «نیروی نیابتی» ناتو وارد میدان شده تا نبضسنجی کند. اما پیام تهران روشن است: هر کشوری که در درگیری علیه ایران مشارکت کند، هدف قرار خواهد گرفت. زلنسکی با این اقدام، عملاً حامیان اروپاییاش را در «بانک اهداف» ایران قرار داد.
و اما پایانِ این نمایشِ مضحک! زلنسکیِ سادهلوح، گمان کرده میدان جنگ، تالار تئاتر است و میتوان با چند شوخی و رقص، جبههها را تغییر داد. او فراموش کرده که در برابر ایران، «دلقکبازی» نه تنها جواب نمیدهد، بلکه بلیط یکطرفه به سوی سقوط است. حالا زمان آن رسیده که طعمِ تلخ و گداختهی موشکهای هایپرسونیک را بچشد؛ همان غضبِ آسمانی که پیشتر، غرورِ «کدخدا» و تکبرِ «صهیونیستها» را در هم شکست. هایپرسونیکها وقتی با سرعتِ برق و غرشِ رعد بر سرِ متجاوزان فرود میآیند، دیگر نه جای دلقکبازی است و نه فرصت برای رقص با کفشهای پاشنهبلند. این لرزه، پیامِ بیداریِ تهران است؛ پیامی که به بازیگرِ دستنشاندهی واشنگتن میگوید: وقتی آسمانِ خزر با آتشِ حقیقت میلرزد، هیچ سناریویی برای نجات تو باقی نمیماند. دلقک باید بداند که در برابرِ ارادهی ایران، تنها یک نقش برای اوست: نقشِ بازنده در تئاترِ ویرانی!
زلنسکی فراموش کرده که تاریخمصرف رهبران دستنشانده غربی کوتاه است. از رژیم شاه در ایران تا مبارک در مصر و بنعلی در تونس؛ وقتی تاریخمصرف اینها تمام شود، غرب آنها را تنها میگذارد. هر دولتی که پشتوانه مردمی نداشته باشد، در اولین پیچ تاریخی، توسط همان حامیانی که به آنها تکیه کرده بود، رها میشود.
اما حرف حساب من در این یادداشت چیست؟ من در این مجال، هیچ بنا ندارم که از فلان صفحه صحیفهنور یا تحلیلهای خشکِ اتاقهای فکر حرف بزنم. توصیه من به زلنسکی و حامیانش، توصیه عقل است. یک چیزی بدیهیتر از ۲ ضرب در ۲ که میشود ۴! عقل میگوید: از دلقکها نترس، اما از غضبِ آسمانی بترس! آنی که شما در کییف «رئیسجمهور» میخوانیدش، در دفتر «کدخدا» فقط یک مهرهی مصرفی است که وقتی تاریخمصرفش تمام شود، به سطل زباله تاریخ ریخته میشود. عجالتاً اوصیکم به عقل؛ چون عقل میگوید: هر کسی که با کفش پاشنهبلند روی خون ملوانان راه برود، باید منتظر باشد تا زمین زیر پایش بشکند! پس لطفا خودت را برای موشکهای ایرانی آماده کن!






ارسال نظر