کد خبر : 201144
23 شهریور 1405
میراحمدرضا مشرف

جنگ یمن و روشن شدن ماهیت پیمان مکه

جنگ در یمن در شرایطی با موفقیت‌های چشمگیر و متداوم انصارالله پیگیری می‌شود که این بار در کنار جنگ موضوع دیگری نیز به شدت مورد توجه قرار گرفته است؛ توافق مکه و چگونگی مواجهه آن با تحولات یمن.

شمال نیوز: میراحمدرضا مشرف، روزنامه‌نگار/ جنگ در یمن در شرایطی با موفقیت‌های چشمگیر و متداوم انصارالله پیگیری می‌شود که این بار در کنار جنگ موضوع دیگری نیز به شدت مورد توجه قرار گرفته است؛ توافق مکه و چگونگی مواجهه آن با تحولات یمن.

جنگ در یمن در شرایطی با موفقیت‌های چشمگیر و متداوم انصارالله پیگیری می‌شود که این بار در کنار جنگ موضوع دیگری نیز به شدت مورد توجه قرار گرفته است؛ توافق مکه و چگونگی مواجهه آن با تحولات یمن. در واقع با توجه به تبلیغات انجام گرفته بر سر امضای این پیمان و به‌کارگیری تعابیری دهان پرکُن همچون شکل‌گیری «ناتو اسلامی»، شاید انتظار این بود که پرونده یمن بتواند نخستین اقدام مشترک و یا حداقل بیانیه‌ای مشترک را در چارچوب این پیمان رقم بزند. علاوه بر این برخی از جمله آمریکایی‌ها و بدخواهان جمهوری اسلامی انتظار داشتند این رخداد خیلی سریع ایران و اعضای پیمان مکه را به تقابل سیاسی و حتی نظامی در برابر یکدیگر بکشاند. اما با گذشت چند هفته و با وجود شدت گرفتن درگیری‌ها و شکست‌های ناباورانه نیروهای تحت حمایت عربستان در یمن، سکوت و انفعال این پیمان در قبال تحولات اخیر را شاید بتوان به چند مسئله بنیادین در حوزه ماهیت این توافق مرتبط دانست؛

الف. این توافق نمی‌تواند ماهیتی ضدایرانی داشته باشد؛ هنگام امضای توافق مکه و حتی پیش‌تر از آن، توافق دوجانبه دفاع مشترک اسلام‌آباد و ریاض (سپتامبر ۲۰۲۵)، یکی از پرسش‌های عمده این بود که جامعه هدف این توافق و یا به زبان ساده‌تر مخاطب این همکاری جمعی دفاعی و امنیتی کیست؟ با وجود آنکه امضاکنندگان پیمان از همان ابتدا تأکید کردند این توافق فقط دفاعی بوده و علیه هیچ کشوری نیست، برخی به شدت علاقه‌مند بودند که از آن به عنوان اتحادی علیه جمهوری ‌اسلامی و یا اقدامی در راستای مهار ایران و جبهه مقاومت یاد کنند. در این میان حتی برخی پا را فراتر گذاشته و در مورد تقابل مذهبی میان شیعه و سنی در بستر این توافق سخن‌پراکنی کردند. در این شرایط تحولات یمن موجب شده این تبلیغات خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد با شکست و ناکامی مواجه شوند. نه پاکستان و نه ترکیه نخواستند در جنگ با انصارالله به عنوان متحد نزدیک ایران، مشارکت رسمی و آشکار داشته باشند. فراتر از این، اعضای پیمان همچون پاکستان و ترکیه حتی حاضر نشدند از ایران در این تحولات نامی به میان آورند.

ب. تقویت احتمال مشارکت دیگر کشورهای منطقه و به‌خصوص ایران در توافق مکه؛ نوع واکنش کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان به تحولات یمن از یک سو و شکست راهبردی عربستان در این کشور که با ناامیدی هر چه بیشتر از اتکا به امنیت آمریکایی‌محور در منطقه توأم شده است، این گمانه‌زنی را تقویت می‌کند که زمینه همراهی دیگر کشورهای منطقه، از جمله ایران، با پیمان مکه و ایجاد یک ترتیبات امنیتی درون منطقه‌ای بیش از پیش مهیا شده است. با این حال درک متفاوت هر یک از کشورها از مشارکت در یک ساختار مشترک امنیت جمعی می‌تواند چالش اصلی این گسترش تلقی شود؛ کما اینکه در حال حاضر سه کشور شکل‌دهنده توافق مکه نیز هر یک اهداف و درک متفاوتی از این مشارکت دارند. عربستان به دنبال تقویت مواضع خود در منطقه و به‌خصوص در جنگ یمن و همچنین پیدا کردن ساختاری جایگزین برای چتر امنیتی منسوخ شده آمریکایی است، ترکیه به گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه و مهار رژیم صهیونیستی چشم دوخته ‌است و پاکستان به تقویت مواضع نظامی در برابر هند و در کنار آن منافع اقتصادی این توافق نظر دارد. بنابراین با توجه به تکیه بر منافع فردی و اختلاف دیدگاه‌ها، دور از ذهن نخواهد بود که این ائتلاف حتی پیش از گسترش احتمالی، به سرنوشت ائتلاف‌های ناکام و کم‌دوام منطقه‌ای مانند ۶+۲ (در زمان جنگ اول خلیج فارس) یا ائتلاف به رهبری عربستان در جنگ با یمن (۲۰۱۵) دچار شود.

ج. ماهیت اقدام‌های عربستان در یمن را نمی‌توان دفاعی تلقی کرد؛ واکنش پاکستان به احتمال فعال شدن بند مرتبط با امنیت جمعی توافق مکه در قبال جنگ یمن نیز به نوبه خود درخور توجه و تأمل است. در این چارچوب مقامات پاکستانی تأکید دارند این توافق دفاعی بوده و شامل عملیات هر یک از اعضا در کشور دیگر نمی‌شود. این موضع اسلام‌آباد می‌تواند به خوبی ماهیت مداخلات عربستان در یمن را آشکار ‌کند.

د. ابهام در شیوه اجرایی دفاع مشترک؛ از همان ابتدای شکل‌گیری توافق مکه در مورد شیوه اجرایی دفاع مشترک جمعی ابهام‌هایی وجود داشت. هاکان فیدان به صراحت اعلام کرد بند دفاع جمعی می‌تواند بسته به شرایط به اشکال مختلفی همچون همکاری اطلاعاتی، پشتیبانی لجستیکی، کمک فنی و یا نظامی اجرا شود. این همان نکته‌ای بود که از سوی پاکستان هم در شرایط تشدید بحران یمن مطرح شد و احتمالاً به روالی که حتی پیش از توافق مکه برقرار بود، در حال اجراست. به نظر می‌رسد هر سه کشور در حفظ این ابهام عملیاتی منافعی دارند (برای عربستان در صورت بروز جنگ میان پاکستان و هند). در ارتباط با مورد یمن این ابهام به‌ویژه به پاکستان و حتی ترکیه کمک خواهد کرد با پرهیز از ورود به درگیری مستقیم، فضای بخشی از افکار عمومی را که با ایران و فلسطین احساس همدلی دارند، کنترل کنند.

 

ارسال نظر

×
نام
ایمیل
حاصل عبارت روبرو را وارد نمایید