کد خبر : 201080
21 شهریور 1405
محمدعلی فتح اللهی سیدآبادی

از هیمنه ناو تا جهان پس از هژمونی ناوها !

به قلم : محمدعلی فتح اللهی سیدآبادی / کارشناس رسانه _ مدرس دانشگاه

جنگهای معاصر ، جنگِ اراده‌ها و باورهاست از هیمنه ناو تا جهان پس از هژمونی ناوها

 

روزگاری ناوهای هواپیمابر آمریکا فقط یک ابزار نظامی نبودند  بلکه پیام قدرت بودند.

 

وقتی ناو  آمریکایی وارد آب‌های یک منطقه می‌شد، قبل از آنکه  گلوله ای شلیک کند، یک پیام سیاسی و روانی به جهان مخابره می‌کرد: قدرتی آمده است که توان اعمال اراده دارد.

در قرن بیستم، ناوها مظهر هیمنه بودند نماد قدرتی که می‌توانست با حضور نظامی، معادلات سیاسی را تغییر دهد، دولت‌ها را تحت فشار قرار دهد و کشورها را به عقب‌نشینی وادار کند.

اما آیا قدرت نظامی همچنان به اندازه گذشته قادر است اراده سیاسی ایجاد کند؟

در  جنگ تحميلي  سوم  آمریکا  و رژیم  صهیونیستی ، فقط تعداد هواپیماها، موشک‌ها، ناوها و پایگاه‌های نظامی نبود  که سرنوشت نبرد را  تعیین می‌کرد بلکه  اراده دفاعی ایران پیروزی راهبردی را تعیین کرد .

نبرد ۴۰روزه، فارغ از اینکه هر طرف آن را چگونه روایت می‌کند، یک مسئله مهم  در برابر نظریه قدرت قرار داد:

برتری نظامی یک چیز است و توان تحمیل اراده سیاسی چیز دیگر.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مفهوم هیمنه از قدرت نظامی جدا می‌شود.

قدرت نظامی یعنی توانایی ضربه زدن

اما هیمنه یعنی اینکه دیگران  قدرت دشمن را باور کنند و بپذیرند که در برابر این قدرت، راهی جز تسلیم یا عقب‌نشینی ندارند.

اما  امام فرزانه و حکیم امت اسلامی قائد شهیدآیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌های مختلف از روند افول قدرت و هیمنه آمریکا سخن گفت . در سال ۱۳۹۱، در دیدار با استادان دانشگاه، یکی از نشانه‌های تحول در نقشه قدرت جهان را  افول وجهه آمریکا  دانست و به این نکته توجه داد که آمریکا دهه‌ها نه فقط با قدرت مادی، بلکه با وجهه خود نفوذ ایجاد کرده است.

در آبان ۱۳۹۷، این تحلیل صریح‌تر بیان شد: قدرت آمریکا و اقتدار و هیمنه آمریکا در دنیا رو به افول و رو به زوال است.  دراین آینده نگری فقط قدرت سخت مطرح نشد بلکه از قدرت نرم و اعتبار آمریکا نیز سخن گفته شد.

اما یک نکته قابل تأمل است.

شاید افول یک هژمون، الزاماً با نابودی قدرت نظامی آن آغاز نشود؛ بلکه ممکن است با کاهش توانایی تبدیل قدرت نظامی به تسلیم سیاسی دیگران آغاز شود.و اینجاست که مفهوم اراده دفاعی یک امت اهمیت پیدا می‌کند. از این دیدگاه بازدارندگی فقط داشتن سلاح نیست.بازدارندگی یعنی طرف مقابل باور کند که هزینه شکستن اراده شما بسیار سنگین خواهد بود.بنابراین، جنگ فقط جنگ موشک‌ها و هواپیماها نیست.جنگ اراده‌ و

جنگ باورهاست. از این منظر، تصویر ناو فرسوده ' زنگ زده  همراه با نیروهای افسرده و عصبی  در حال خروج خفت بار از  منطقه  غرب آسیا   نیز معنایی فراتر از یک شناور نظامی پیدا می‌کند.

ناوی که زمانی نماد قدرت مطلق بود و حرکت آن می‌توانست پیام تغییر معادلات سیاسی را منتقل کند، پس از اراده دفاعی  ملت مبعوث شده ایران اسلامی  ،  دیگر هیمنه ای ندارد علاوه بر این  یک سؤال مهم را در ذهن مخاطب جهانی ایجاد کرد ؛ 

آیا دوران  ابرقدرتی که صرفاً با نمایش سخت‌افزار می‌توانست تغییرات سیاسی ایجاد کند، در حال تغییر است؟ زیرا در سیاست بین‌الملل، ادراک قدرت بخشی از خود قدرت است.قدرتی که دیگران آن را مطلق و شکست‌ناپذیر تصور نمی‌کنند !  حتی اگر همچنان از نظر نظامی  قدرتمند باشد، بخشی از کارکرد هژمونیک خود را از دست‌داده است. و شایداین همان نشانه ای باشدکه باید آن را نه سقوط آمریکا بلکه افول آمریکا نامید.

آمریکا می‌تواند همچنان یک قدرت بزرگ جهانی باقی بماند.می‌تواند ناو و پایگاه نظامی داشته باشد.

اما آیا این مجموعه قدرت همچنان می‌تواند همان میزان اراده سیاسی را بر دیگران تحمیل کند که در دوره اوج هژمونی آمریکا تصور می‌شد؟

اگر پاسخ به‌تدریج تغییر کند، ما با یک تحول بسیار مهم مواجه خواهیم شد:

پس از جنگ تحمیلی  پایان انحصار هژمونیک آمریکاست در این صورت، ممکن است جهان به سمت نظمی حرکت کند که در آن قدرت میان بازیگران بیشتری توزیع شده باشد و کشورها بیش از گذشته بر توان دفاعی، اراده سیاسی و استقلال راهبردی خود تکیه کنند.

در چنین جهانی، آمریکا ممکن است همچنان حضور داشته باشد اما حضور داشتن با تعیین‌کنندگی مطلق یکسان نخواهد بود.

و شاید این مهم‌ترین پیامد جنگ تحمیلی سوم  باشد.

شاید پایان جنگ  را  سرآغاز جهان پس از هژمونی  امریکا نامید. در چنین جهانی، شاید ناوها همچنان در دریاها حرکت کنند

اما دیگر صرفِ حرکت ناو های هواپیما بر، سرنوشت ملت‌ها را تعیین نخواهد کرد.

زیرا  ایران ثابت کرد، جنگ فقط جنگ سلاح‌ها نیست. جنگِ اراده‌ها و باورهاست.

 

 

ارسال نظر

×
نام
ایمیل
حاصل عبارت روبرو را وارد نمایید