|
آخرین عناوین
|
جنگ منطقهای چگونه جنگی است؟ /مقاومت منطقهای معنا پیدا میکند
با هشدار دیروز رهبر انقلاب روشن شد که حمله احتمالی آمریکا حتی بهشکلی محدود، توسط ایران محدود نمانده و به جنگی منطقهای بدل خواهد شد. این موضوع سبب تبدیل کشورهای منطقه ....
به گزارش شمال نیوز، پس از زمزمهها و افزایش تهدیدات و احتمال آغاز یک جنگ دیگر علیه ایران توسط ایالات متحده آمریکا، آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیرشان به صورت علنی، صریح و با صلابت آمریکاییها را تهدید کرده و به آنها هشدار دادند که آغاز جنگ با ایران، محدود به آن نخواهد ماند. ایشان فرمودند: «آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.»
معنای این بیان رهبر انقلاب که پیشتر در بیانات مقامات سیاسی و نظامی هم مشاهده شده بود، این است که حتی آغاز یک جنگ محدود توسط آمریکا دیگر به وسیله ایران محدود نخواهد ماند. به بیانی دیگر، حتی اگر ایالات متحده بخواهد همانند حمله به تاسیسات هستهای در جریان جنگ ۱۲ روزه اقدامی انجام بدهد، ایران پاسخ خود را به پایگاهی همانند العدید محدود نخواهد کرد.
در آن صورت، تمامی پایگاههای آمریکا و کشورهای میزبان آنها و همچنین جان و اموال و شرکتهایی که آمریکاییها در آن سهیم باشند به «اهدافی مشروع» بدل خواهد شد. آمریکاییها باید بدانند که اگرچه جنگ برای ایران هزینهها خواهد داشت، اما گستره آتش ایران و شبکه منطقهای این کشور و تسری آن به سراسر کشورهای غرب آسیا برای آنها بیهزینه نبوده و دیگر مهارشدنی هم نخواهد بود.
قدرت فرامرزی ایران پس از جنگ ۲۰۰۳ عراق، نفوذ منطقهای ایران در سراسر منطقه گسترده شده و با پیروزی علیه داعش نیز این نفوذ به بیشترین میزان خود در تاریخ معاصر ایران رسید. در واقع ایران پس از جنگ ۲۰۰۳، شبکهای در سراسر منطقه ایجاد کرد که محدوده آن را از خلیج فارس تا دریای سرخ و شرق دریای مدیترانه دربرگرفت. در سه سال گذشته اگرچه این شبکه آسیب دید، اما علیرغم این موضوع هنوز هم از توان و قدرت بسیاری برخوردار بوده است.
نشانه این موضوع، ترس اسرائیل از حزبالله لبنان و تلاش برای آغاز جنگ علیه آن بوده که نشانگر آن است که حزبالله لبنان توانسته خود را بهشکلی مورد توجه بازسازی کند. انصارالله یمن هم که آمریکا نتوانست از پس آن برآمده و این جنبش را از پا در بیاورد و نهایتا مجبور به آتشبس با آن شد، کماکان از موقعیتی استراتژیک در حوزه دریای سرخ و تنگه بابالمندب و همچنین از توانی مهم در برابر همپیمانان آمریکا در منطقه برخوردار خواهد بود. «تیرهای غیب» میتواند برخی از کشورهای جنوب خلیج فارس به آتش بکشد و رویای توسعهشان را هم بر باد بدهد.
از طرفی در عراق و در بخشهایی از سوریه هم ایران هنوز از محبوبیت بسیاری برخوردار بوده که نمونه آن در بیانیه دبیرکل کتائب حزبالله عراق و استقبال کفنپوشانهی مردم عراق تبلور یافته است. حاج ابوحسین الحمیداوی، دبیر کل کتائب در این بیانیه نوشته: «به دشمنان تأکید میکنیم که جنگ علیه جمهوری [اسلامی]، یک تفریح نخواهد بود؛ بلکه تلخترین انواع مرگ را خواهید چشید و چیزی از شما در منطقه ما باقی نخواهد ماند.»
در واقع نفوذ و قدرت ایران که محدود به مرزهای ایران هم نیست و سراسر منطقه از جمله یمن، لبنان، عراق، سوریه و فلسطین را دربرگرفته، میتواند از یکسو زمینهساز گسترش جنگی حتی محدود به کل منطقه را رقم زده و از سوی دیگر، تلاش برای جنگی مقطعی را به تنش دائمی علیه منافع آمریکا در منطقه بدل کند. ایران عظیمتر از آن است که آمریکا بخواهد آن را ببلعد و تلاش در این راستا، گلوگاه خود آمریکا را به مشکل خواهد انداخت.
خلیج فارس و نفتی که پرواز خواهد کرد حدود ۲۰ درصد از انرژی جهان از تنگه هرمز میگذرد و این یعنی خلیج فارس و این تنگه به مثابه یکی از شاهرگهای انرژی جهان میباشد. حال سوال اینجاست که آیا با از بین رفتن امنیت کشتیرانی و صعود قیمت نفت، آمریکا و به خصوص ترامپ که حامیان آن اتفاقا مخالف ماجراجوییهای دوران بوش پسر میباشند، توانایی و تحمل تن دادن به جنگی منطقهای و پرهزینه را خواهند داشت؟ چنین چیزی آیا قدرت جمهوریخواهان را در داخل آمریکا تحتالشعاع قرار نمیدهد و انتخابات میاندورهای آمریکا را متاثر نخواهد کرد؟
در واقع باید بیان کرد که حمله به ایران تنها تاثیری منطقهای نخواهد داشت و پیامدهای آن تمامی عرصه بینالمللی را دربرخواهد گرفت. اگر بنا باشد امنیت ایران از بین برود، تمامی کشورهای منطقه و هر امکانی که بتوان به وسیله آن منافع آمریکا را متاثر کرد، هدفی مشروع برای موشکهای ایرانی خواهد بود.
با این تفاصیل باید پرسید که ایا آمریکا و جامعهی آن تحمل هزینههای جنگ با ایران و آتش در سراسر منطقه را خواهد داشت؟
اهداف مشروع ایران در منطقه گستره هدفهای قدرت موشکی ایران تنها محدود به ناوهای آمریکایی نیست بلکه تمامی پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه همانند امارات، عربستان، کویت، بحرین، قطر و... برای ایران اهدافی بالقوه و مشروع خواهند بود. رژیم صهیونیستی نیز که تلاش بسیاری برای کشاندن آمریکا به جنگ انجام داده هدفی قطعی برای موشکهای ایران است که برای صهیونیستها تجربه جنگ ۱۲ روزه را زنده خواهد کرد.
همچنین هیچ تضمینی نیز به میزبان آمریکاییها در منطقه نمیتوان داد که بتوانند در حاشیه امن زندگی کنند. چهبسا «تیرهای غیب» زیرساختهای برخی کشورهای منطقه را هم به آتش بکشاند. نگاه به گذشتهای نهچندان دور، وجود این تیرهای غیب را به اثبات رسانده است!
از سویی امکان انجام اقداماتی خودجوش در منطقه توسط طرفداران و حامیان ایران هم وجود خواهد داشت که میتواند جان آمریکاییهای بسیاری در منطقه را به خطر بیندازد. رخدادهای پس از اشغال عراق نشان داد که حمله به یک کشور بیهزینه نخواهد بود و استعدادهای مخاطرهآمیزی برای ایجاد هزینه علیه جان و مال آمریکاییها وجود دارد. بازبینی و تبیین این رخدادها برای تصمیمگیران آمریکایی درسآموز خواهد بود.
اختلافات چین و آمریکا، بستر نفوذ ایران از آغاز بازگشت ترامپ به کاخ سفید، بر همگان روشن بود که تمرکز تیم ترامپ باید بر چین قرار بگیرد تا بتوان به وسیله رقابت با این کشور، تکلیف نظم نوین جهانی را معین ساخت. اقدامات تعرفهای ترامپ هم که با مقابله جدی چینیها مواجه شد نشان داد که پرونده چین به آسانی حلشدنی نیست.
حال سوال اینجاست که اگر امریکا بخواهد کماکان مشغول پرونده ایران باشد، تکلیف پرونده چین چه خواهد شد؟ در واقع اگرچه پیروزی بر ایران میتواند برگ برندهای برای آمریکا در تقابل با چین باشد و جنگ احتمالی را از این منظر هم باید نگریست، اما در صورت عدم پیشبرد جنگ به نحو مطلوب آمریکا و شکلگیری سناریوهای گسترش جنگ و باتلاقیسازی منطقه برای آمریکاییها، ایالات متحده چگونه خواهد توانست به مقابله با چین بپردازد؟
آمریکایی که پس از ۲۰۰۳ در اوج قدرت خود از حیث ساختاری قرار داشت با باتلاق عراق روبهرو شد و هزینههای مهمی را در منطقه پرداخت. حال در دوران گذار به ساختار نوین بینالمللی و با وجود رقیبانی جدی، حمله به ایران به یک اشتباه استراتژیک جبرانناپذیر تبدیل نمیشود؟ آمریکا ممکن است فراتر از آنچه که فکرش را بکند تاوان این تصمیم را بپردازد.
خاورمیانه جنگی میشود؟ اگرچه با وقوع هرگونه حمله احتمالی علیه ایران، جنگ منطقهای مسلم و در دستور کار میباشد، اما باید اذعان کرد که آتشی که فراگیر شود را نمیتوان به آسانی کنترل کرد. حمله آمریکا به ایران پتانسیل فعالسازی گسلهای قومی، مذهبی و ایدئولوژیک را در کشورهای منطقه خواهد داشت که میتواند جنگ منطقهای را به منطقهای جنگی بدل کند.
چنین چیزی با توجه به تجربههای القاعده و داعش نشانگر آن است که فعال شدن گسلهای درونمنطقهای محدود به غرب آسیا هم نمیتواند باشد بلکه ممکن است اروپا و آمریکا را هم با تهدید مواجه سازد. این شواهد و قرائن نشان میدهند که حمله آمریکا به ایران اگرچه شاید یک تصمیم مهم باشد، اما اقدامی سطحی هم خواهد بود؛ و البته همانگونه که هنری کیسینجر، وزیر اسبق امور خارجه آمریکا بیان کرده: «تاریخ کار سطحی استراتژیکی را دیر یا زود تنبیه میکند.» ایمیل مستقیم : info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000292393
working();
|
working();
|
||||||||||||||||||
« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما » هرگونه نقل و نشر مطالب با ذكر نام شمال نيوز آزاد مي باشد


