.
صفحه اصلي آرشيو جستجو پيوند ها تماس با ما
 

آخرین عناوین
به مناسبت سی ام صفر قمری؛
امام رضا (ع) از ولادت تا شهادت
مام رضا(ع) در سال 148 هجري قمري یعني حدود (1250) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسي بن جعفر(ع)، یعني امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویي بزرگوار و خردمند به نام نجمه بود. امام رضا(ع) در همان سالي زاده شد كه پدربزرگ ایشان، یعني حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسید.

امام رضا

 

به گزارش شمال نیوز، بازخواني زندگاني امام علي بن موسي الرضا علیه السلام ، از ابتدا تا شهادت ، داراي نكات بسیار ارزشمند و آموزنده‏اي است. مدّت طولاني امامت امام علیه السلام از یك سو، و شكل‏گیري جریانات انحرافي و رخدادهاي سیاسي از سوي دیگر، زندگي ایشان را از زندگي دیگر امامان ، ممتاز ساخته است.

امام رضا(ع) در سال 148 هجری قمری یعنی حدود (1250) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد و روز آخر صفر 203هجری قمری به شهادت رسید. امام هشتم شعیان جهان همواره در زمان عمر با بركت خود با سخنان گهربارش درصدد سعادت مردم در دنیا و آخرت بود.

** نام هاي امام

نام ایشان (علي ) است، ولي بر اساس شیوه اي كه در میان اعراب مرسوم است، به وي (ابوالحسن) مي گفتند. این گونه اسمها را (كنیه) مي نامند. علاوه بر نام و كنیه، گاه عنوان دیگري نیز به افراد مي دهند كه آن را (لقب) مي گویند. امام هشتم داراي لقب هاي متعددي است. از جمله معروف ترین این القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غریب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معین الضعفاء) است. نامیدن هر فرد به این نامها، یعني اسم، كنیه و لقب دلیل خاصي دارد. گفته اند كه وي را به این جهت (رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضي است. دوران كودكي و نوجوانی و جواني امام در مدینه گذشت. اخلاق نیكو، دانش فراوان، ایمان و عبادت بسیار از ویژگي هایي بود كه امام را مشخص مي ساخت.

** شخصیت اخلاقي امام

از خوش اخلاقي امام سخن بسیار گفته اند. در این جا به چند نمونه آن اشاره می شود كه امام در برخورد با مردم به چه نكات ریزي دقّت مي كرده است. همه اینها براي ما درس (چگونه زیستن) است:

ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.

ـ سخن هیچ كسي را قطع نكرد.

ـ به نیازمندان بسیار كمك مي كرد.

ـ با خدمتگزاران خود بر سر یك سفره مي نشست و غذا مي خورد.

ـ همیشه چهره اي خندان داشت.

ـ هرگز با صداي بلند و با قهقهه نمي خندید.

ـ هنگام نشستن، هرگز پاي خود را در حضور دیگران دراز نمي كرد.

ـ در حضور دیگران هرگز به دیوار تكیه نمي زد.

ـ به عیادت بیماران مي رفت.

ـ در تشییع جنازه ها شركت مي جست.

ـ از مهمانان خود، شخصا پذیرایي مي كرد.

ـ وقتي بر سر سفره اي مي رسید، اجازه نمي داد تا به احترام او از جاي برخیزند.

ـ به پاكیزگي بدن، موي سر و پوشاك خود بسیار توجه داشت.

ـ بردبار و شكیبا بود.

اینها گوشه اي از اخلاق امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) بود. آیا با داشتن این اخلاق و رفتار نباید خدا از او راضي و خرسند باشد؟ و آیا سزاوار نیست كه او را (رضا) بنامند؟ آیا كسي كه خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نیستند؟ این گونه هست كه نام (رضا) براي آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.

** امام در نگاه شاعران

از همان دوران امام رضا (ع)، شاعران و نویسندگان در وصف بزرگواري آن حضرت بسیار سروده اند و نوشته اند و هریك به گونه اي آن امام را به نیكي وصف كرده اند. شاعري بود به نام (ابونواس) كه در سرودن بسیار توانایي داشت. به او گفتند: تو درباره همه چیز شعر گفته اي، كوه و دشت و شراب و موسیقي را در اشعار خود ستوده اي، اما شگفتا كه در باره موضوع مهمي مانند شخصیت والاي امام رضا سكوت كرده اي ! در حالي كه تو ایشان را خوب مي شناسي و با اخلاق و رفتار و بزرگواري حضرت آشنایي كامل داري .

ابونواس ابتدا در پاسخ گفت: به خدا سوگند، تنها بزرگي او مانع از انجام این كار شده است، چگونه كسي چون من، درباره شخصیت برجسته اي همچون امام رضا(ع) شعر بسراید؟ آن گاه شعري گفت كه چكیده معني آن چنین است: از من نخواهید كه او را بستایم، من را توان آن نیست تا انساني را مدح كنم كه جبرئیل خدمتگزار آستان پدر اوست.

شاعران فارسي زبان نیز در باره امام رضا(ع) سروده هاي فراواني دارند.

** شخصیت معنوي امام

امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل معنوي و پرداختن به امور عبادي نیز برجسته بود. روایتها و داستانهاي بسیاري از این جنبه زندگي امام در كتابهاي تاریخي نقل شده كه شنیدن آن براي همه ما جالب است. ما وقتي مي بینیم كه امام ما و پیشوایي كه او را به رهبري خود پذیرفته و زندگي او را الگوي خود قرار داده ایم، این چنین عبادت مي كند و این گونه به مسائل عبادي توجه دارد، خود نیز ناگزیریم كه همان شیوه را پیروي كنیم و از همان روش درس بیاموزیم. در اینجا به چند نمونه از نكاتي كه تاریخ نویسان در این زمینه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مي كنیم:

ـ شبها كم مي خوابید و بیشتر شب را به عبادت مي پرداخت.

ـ بسیاري از روزها را روزه مي گرفت.

ـ سجده هایش بسیار طولاني بود.

ـ قرآن بسیار تلاوت مي كرد.

ـ به نماز اول وقت پایبند بود.

ـ غیر از هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت.

** شخصیت علمي امام رضا(ع)

امام رضا(ع) جایگاه علمي ویژه اي داشت. او از دانشي سرشار بهره مند بود و این برجستگي علمي او در رویارویي با دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر، بهتر آشكار مي شد. جلسات و محافلي كه علما و دانشمندان مختلف گرد هم مي آمدند و به بیان دیدگاهها و نظرات خویش مي پرداختند، در آن زمان رونق خاصي داشت. حاكمان آن عصر، گاه براي جلوه دادن شكوه دربار خویش، گاه به منظور گرایش دانشمندان به دربار و زماني براي این كه بر عقیده كسي چیره شوند، در كنار مجالس دیگر، به برگزار كردن نشست هاي علمي نیز مي پرداختند. این محافل كه به جلسات (مناظره) معروف بود، بهترین مكان براي ابراز شایستگي هاي علمي افراد به شمار مي رفت.

در عصر امام رضا (ع)، آن گاه كه همه دانشمندان جمع مي شدند و به گفت و گو مي پرداختند و سرانجام در پاسخ دیگران فرو مي ماندند، دست به دامان امام رضا(ع) مي شدند تا بر حقانیت مطلب خویش گواهي دهند. یكي از مهم ترین و معروف ترین لقب هاي امام رضا (ع)، (عالم آل محمد) است. این كه از میان همه امامان شیعه، حضرت امام رضا به این لقب شهرت یافته است، خود دلیل برجستگي آن امام از جهت دانشهاي رایج در زمان خویش و یافتن فرصت براي آشكارسازي آن علوم است.

اباصلت كه یكي از یاران امام است، از برادرزاده امام رضا (ع) روایتي نقل مي كند كه خواندني است. او مي گوید:امام موسي بن جعفر(ع) به فرزندانش مي فرمود: برادرتان، علي بن موسي (یعني امام رضا)، عالم آل محمد است... نیازهاي دیني خود را از وي فرا بگیرید و آن چه را به شما آموزش مي دهد، به یاد داشته باشید، زیرا پدرم امام صادق(ع) بارها به من مي فرمود: عالم آل محمد در نسل توست و اي كاش من مي توانستم او را ببینم.

عبدالسلام هروي نقل كرده كه در بیشتر نشستهاي علمي امام حاضر بوده و من هیچ كسي را از امام رضا (ع) داناتر ندیدم و هر دانشمندي كه او را دیده به دانش برتر او گواهي داده است. در نشستهایي كه گروهي از دانشوران و فقیهان و دانایان ادیان گوناگون حضور داشتند، بر تمامي آنها چیره شد، تا آن جا كه همه آنان به ناتواني علمي خود و برتري امام اعتراف كردند و گواهي دادند.

یكي از نكاتي كه در بررسي شخصیت علمي امام مورد توجه همگان قرار گرفته و آن را بازگو كرده اند، این است كه امام رضا (ع) با هر گروهي به زبان خودشان سخن مي گفت و به تعبیر اباصلت، شیواترین و داناترین مردم به هر زبان و فرهنگي بود. اباصلت كه خود این سخن را مي گوید، از این تسلط امام به زبانهاي مختلف شگفت زده مي شود و این تعجّب خود را به امام اظهار مي نماید و امام در پاسخ مي فرماید: من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه مي شود چنین فردي زبان آنان را درك نكند؟ مگر نشنیده اي كه امیرالمؤمنین علي (ع) فرمود: به ما (فصل الخطاب) داده اند، و آن چیزي نیست، جز آشنایي با زبان دیگران.

** شخصیت سیاسي امام رضا(ع)

تمام عمر امام رضا(ع)، چه آن زمان كه هنوز به مقام امامت نرسیده بود و چه آن گاه كه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسي كاظم(ع)، مسئولیت امامت و رهبري شیعیان را بر عهده داشت، در زمان حكومت عباسیان بود. عباسیان با ادعاي انتساب به پیامبر اكرم(ص) و با بهره گیري از احساسات مردم بر ضد امویان، توانستند آنان را از حكومت كنار بزنند و خود بر تخت فرمانروایي مسلمانان بنشینند. با سركوب امویان، آنان دیگر قدرت و تواني نداشتند كه خطر مهمي براي عباسیان به شمار روند. عباسیان تنها خطر براي حكومت خود را شیعیاني مي دانستند كه با فرمانبري از امامان معصوم، حاكمان آن روزگار را ناحق مي شمردند و مي كوشیدند تا آنان را از حكومت ساقط كنند.

بنابراین، دشمن شماره یك حاكمان عباسي ، امامان شیعه بودند و به همین دلیل است كه همه اماماني كه در روزگار این حاكمان ستمگر مي زیستند، به دست آنان به شهادت رسیدند. عباسیان به اندازه اي بر شیعیان فشار آوردند و آنان را مورد تهدید و شكنجه و آزار و تبعید و آوارگي قرار دادند كه حتي تاریخ نویسان نیز از بازگو كردن آن دچار شرمندگي شده اند.

10 سال از دوران امامت حضرت رضا(ع)، با حكومت هارون همزمان بود. در این ده سال، موقعیت مناسبي براي مبارزه علني و رسمي براي امام رضا(ع) پدید نیامد و بیشتر تلاش سیاسي امام به صورت پنهاني رهبري مي شد، اما در گوشه گوشه سرزمین هاي مسلمانان جنبشها و قیامهاي پیاپي شیعیان، حكومت عباسي را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمي شده بود.

در میان همه حاكمان عباسي ، مأمون چهره اي دیگر داشت. او كه برادر خود، امین را كشت تا خود به حكومت برسد، در برخورد با شیعیان و به ویژه شخص امام رضا(ع) از راهي دیگر وارد شد و شیوه اي دیگر را در پیش گرفت. به چند نمونه از اظهار نظر تاریخ نویسان درباره شخصیت پیچیده مأمون اشاره می شود تا دریابيم كه امام رضا(ع) با چه انسان مرموزي روبرو بوده است.

یكي مي گوید: مأمون از نظر دوراندیشي ، اراده قوي ، بردباري ، دانش، زیركي ، بزرگي ، شجاعت و جوانمردي از همه عباسیان برتر بود. دیگري مي نویسد: مأمون در عین حال كه در مجالس عیش و نوش شركت مي جست، به كتاب و فلسفه و بحث و جدل و مناظره علمي و مباحث فقهي و... علاقه شدید داشت! دیگري مي گوید: گاهي مانند یك دیندار دلسوز، مردم را به علت كوتاهي در نماز و فرو رفتن در لذات و پیروي از شهوات و... نكوهش مي كرد و آنان را از عذاب الهي مي ترساند و زماني خودش در بزم خوشگذراني و مجالس عیش و نوش شركت مي نمود.

یكي هم چنین اظهار مي دارد: مأمون زیرك ترین حاكمان عباسي و داناترین ایشان به فقه و كلام بود.... و از این یك بشنو كه مي گوید: مأمون روزي ادعاي تشیع مي كرد و وجودش را لبریز از دوستي و عشق به علي (ع) نشان مي داد و در فاصله اي اندك، نقاب از چهره برمي گرفت و تا آن جا پیش مي رفت كه حاضر نبود در مجلس او حتي از عنصر تبهكار و جلادي همچون حجاج بن یوسف، خرده بگیرند.

آیا همزماني با چنین موجود پیچیده و ابهام آلودي كه تلاشي جز پایداري بیشتر حكومت عباسي ندارد، اما در همان حال، بزرگترین مخالف خود، یعني شخص امام رضا(ع) را به ولي عهدي خویش برمي گزیند، آسان است؟ به هرحال، مأمون با این خصوصیاتي كه داشت، پس از رسیدن به قدرت، و به منظور پایدار ساختن اركان حكومت خود، تصمیم گرفت با امام رضا(ع) به گونه اي دیگر برخورد نماید. پس، براي امام نامه نوشت و حضرت را به ولي عهدي خود منصوب كرد. امام ابتدا از پذیرش این امر خودداري فرمود اما پیگیري و پافشاري مأمون و خودداري امام، به آن جا انجامید كه مأمون دو تن را به نمایندگي از سوي خود كه در خراسان بود، روانه مدینه كرد و آنان در نزد امام هدف خود را چنین بیان كردند: مأمون ما را مأمور كرده كه شما را به خراسان ببریم. امام هم كه شیوه هاي حاكمان را مي شناخت و مي دانست مأمون كه از كشتن برادر خود پروا ندارد، از این تصمیم خود دست بردار نیست، ناگزیر از ترك مدینه شد.

** هجرت امام به خراسان

امام رضا(ع) هنگامي كه خود را ناچار به سفر یافت، براي این كه ناخرسندي خود را از این سفر اعلام فرماید، چندین بار در كنار حرم مطهر پیامبر اكرم(ص) حضور یافت و به گونه اي به زیارت پرداخت كه همگان فهمیدند این سفر مورد رضایت امام نیست.

یكي از شاهدان این ماجرا نقل مي كند كه امام را در حال زیارت دیدم، نزدیك رفتم و براي این كه امام در آستانه سفر است به ایشان شادباش گفتم، اما حضرت چنین پاسخ داد: مرا به حال خود بگذار! من از جوار جدم پیامبر(ص) خارج مي شوم و در غربت از دنیا خواهم رفت!

پس از آن هم، امام همه اقوام و نزدیكان خود را فراخواند و در جمع ایشان فرمود: بر من گریه كنید! زیرا دیگر به مدینه بازنخواهم گشت. این امر نشان مي دهد كه امام با نقشه شوم مأمون آشنا بوده، ولي راهي جز پذیرفتن تصمیم وي نداشته است.

امام به همراه فرستادگان مأمون مدینه را پشت سرگذاشته، رهسپار خراسان شد. بنا به فرمان مأمون، مسیر امام از مدینه تا خراسان، به گونه اي تعیین گردید كه مردم شهرهاي شیعه نشین از دیدار امام محروم شوند. زیرا اگر شیعیان موفق مي شدند از نزدیك امام خود را زیارت كنند و با ایشان دیدار نمایند و از سخنان آن حضرت بهره مند شوند، بیش از پیش به وي ارادت مي یافتند و این خود خطر بزرگي براي حكومت مأمون به شمار مي آمد. بنابر این، شهرهاي كوفه و قم از مسیر سفر امام حذف گردید. اما در این كه امام از كدام مسیر به خراسان و شهر مرو رسیده است، میان تاریخ نویسان اختلاف است. خلاصه مسیرهایي كه براي این سفر نقل شده از این قرار است:

1 ـ مدینه، بصره، اهواز، فارس (شیراز)، اصفهان، ري ، سمنان، دامغان، نیشابور، توس، سرخس، مرو.

2 ـ مدینه، بصره، اهواز،اصفهان، كوه آهوان، سمنان، نیشابور، توس، سرخس، مرو.

3 ـ مدینه، بصره، اهواز،اصفهان، یزد، طبس، نیشابور، توس، سرخس، مرو.

4 ـ مدینه، بصره، اهواز، فارس (شیراز)، كرمان، طبس، نیشابور، توس، سرخس، مرو.

** حدیث سلسلة الذهب

امام رضا(ع) در این سفر تاریخي ، هر جا كه توانست كوشید تا مردم را با اسلام، قرآن، تشیع، اخلاق اسلامي ، آرمانهاي دیني و احكام مذهبي آشنا سازد. از جمله مهمترین فرازهاي این سفر، توقف امام در نیشابور و سخن تاریخي ایشان در جمع گروه بسیاري از مردم و حدیث شناسان این شهر است. حدیث سلسلة الذهب این است كه خداوند فرمود: كلمه لا اله الا الله دژ استوار من است. هر كس كه وارد آن دژ شود از عذاب من ایمن خوهد بود. با شرایط آن... و من از شرطهاي آن هستم.

** امام رضا در خراسان

امام رضا(ع) وارد شهر مرو، مقر حكومت مأمون شد. مأمون مجلسي آراست و در آن امام را در مراسمي رسمي ، به ولي عهدي خود منصوب كرد. حضرت در آن مجلس، حكم مأمون را گرفته، بر آن یادداشتي نوشت و با تیزبیني و درایتي كه برخاسته از مقام امامت ایشان بود، به ارزشهاي والاي اسلامي اشاره نمود و در برابر دسیسه اي كه مأمون چیده بود با یاد و نام اهل بیت علیهم السلام، حقانیت ایشان و تصریح به عمر كوتاه خود، فهماند كه این منصب را با انگیزه شخصي نپذیرفته و تنها عامل قبول این سمت، پافشاري مأمون بوده است.

برخوردهاي حكیمانه امام با این مسأله، چه در طول سفر و چه در ایام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف پندار مأمون، امام بیش از گذشته در میان مردم شناخته شود و در دل ایشان جاي گیرد.. این امر موجب این شد كه مأمون در فاصله اي نه چندان دراز، از ترفند شكست خورده خود احساس ناراحتي كند و در اندیشه محدود ساختن فعالیت هاي امام و حتي از میان بردن ایشان فرو رود. یكي از نشانه هاي این امر، جلوگیري وي از برپایي نماز عید فطر به امامت حضرت رضا علیه السلام است.

** شهادت امام رضا(ع)

مأمون كه روز به روز گرایش بیشتر مردم به امام رضا(ع) را مي دید، در برابر هم مسلكان خود، یعني خاندان عباسي هیچ بهانه اي نداشت. پس تصمیم گرفت راهي بغداد شود تا از نزدیك با ایشان به گفت و گو بنشیند. اما آیا او در این سفر چه ارمغاني براي آنان به همراه داشت؟ آیا مي توانست امام را از ولایتعهدي بركنار كند؟ آیا مي توانست بیعت گسترده اي كه از مردم گرفته بود، نادیده بگیرد؟ آیا مي توانست واكنش مردم به بركناري امام را تحمل كند؟ آیا مي توانست در برابر ناخرسندي انبوه شیعیان و پیروان امام، دلیل قانع كننده اي بیاورد؟ این جاست كه باردیگر مأمون چهره واقعي خود را نمایان مي سازد و به خشونت پنهان و سیاست بازي روي مي آورد.

او نخست، وزیرش فضل بن سهل را مي كشد و بر جنازه او اشك مي ریزد و براي یافتن قاتلان او جایزه تعیین مي كند و آن گاه كه آنان را دستگیر مي كنند، آنان شهادت مي دهند كه مأمون خود به این كار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را مي كشد.

سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال مي كند، اما مي كوشد كه این برنامه را به گونه اي عملي سازد كه دامان خود او از این امر پاك نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف مي كند و در همان جا با خوراندن انار یا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم مي سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل كرد، در این جا نیز بر پیكر پاك امام اشك مي ریزد و حضرت را در كنار قبر پدر خود هارون الرشید دفن مي كند.

امام رضا(ع) پیشتر، شهادت خود به دست مأمون را به برخي از یاران خود گوشزد كرده بود. از جمله یك بار به دو تن از اصحاب خویش فرموده بود: اینك هنگام بازگشت من به سوي خدا فرا رسیده و زمان آن است كه به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم بپیوندم. تومار زندگي ام به انجام رسیده است. این حاكم خودكامه (مأمون) تصمیم گرفته است كه مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.

در میان نقل قول هاي گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است كه حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال 203 هجري قمري به شهادت رسیده، در حالي كه 55 سال از عمر مبارك امام سپري شده است. محل شهادت امام هم به گفته همه تاریخ نویسان، شهر توس و محل دفن ایشان نیز در باغ حمید بن قحطبه در سناباد بوده كه بعدها (مشهد الرضاـ محل شهادت امام رضا علیه السلام) نام گرفته و اینك به نام مشهد شهرت دارد.

* برگرفته از : شبكه امام رضا(ع)

فراهنگ**1355**1459
 

 

 


 


ایمیل مستقیم :‌ info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000592323
 
working();

مطالب پیشنهادی از سراسر وب


ارسال نظر :
پاسخ به :





نام : پست الکترونیک :
حاصل عبارت روبرو را وارد نمایید :
 
working();

« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما »
هرگونه نقل و نشر مطالب با ذكر نام شمال نيوز آزاد مي باشد

سامانه آموزش آنلاین ویندی
Page created in 0.026 seconds.