.
صفحه اصلي آرشيو جستجو پيوند ها تماس با ما
 

به مناسبت چهلمین روز آن یار سفرکرده
آخرین پیام انقلاب ایران به حاج قاسم دل ها

آخرین پیام انقلاب ایران به حاج قاسم دل ها

 

شمال نیوز:مجید محمد زمانی*/ حاج قاسم! می ترسم چنان تحریفت کنند که یادم رود، شهید میدان جهاد بودی نه  فریب خورده ی راه دیپلماسی! می ترسم تو را نیز مرد مذاکره بنامند نه مرد مبارزه! اما می دانم همچون فاطمه (س) که خونش رسواگر نفاق بود، خون تو تا ابد رسواگر سیاستمداران بی غیرت داخلی و تروریست های خوش‌پوش خارجی خواهد بود!

-  الو! حاج قاسم! بی سیم ات را جواب بده! صدایم را می شنوی!

نمی دانم یادت هست یا نه؟ چند باری که از نزدیک دیدمت، این قدر بزرگ بودی که خجالت کشیدم نزدیکت شوم. الان حسرت آن لحظه‌ها را می خورم! هنوز نمی دانم لبخند همیشگی ات به کوچکی دنیای بعضی ها بود یا شوق پرواز مجنونت کرده بود؟ انگار همه‌ی خطرها را به جان می خریدی و با چهره ات فقط آرامش به دنیا می دادی!

حاج قاسم! 40 ساله جهاد را خسته کردی تا بالاخره شهادت اسیر چشمانت شد! فاتح شامات! سردار قلب ها! دیگر با خونت قصد کدام دل را کرده بودی؟ بالاخره خدا را هم راضی کردی تا جسمت مجروحت را مثل روح بزرگت مال خود کند! و حسرت دیدن لبخندت را بر دل‌ها تا ابد گذاردی! تمام یادگاری‌ات برای ما دست مجروح علمدارت بود که آن را هم قبلا برای خدا پیش کش فرستادی بودی! نکند خجالت می‌کشیدی پیش علمدار حسین با دست حاضر شوی؟! فقط مانده‌ام چگونه دلت آمد فرزندان شهدا را دوباره یتیم کنی؟! این قدر عجله داشتی که به سفره شب جمعه اباعبدالله و شهدا برسی!!

-  حاج قاسم ! صدایم را می شنوی؟ بچه ها اینجا زمین گیر شدند! مفهومه؟؟

اینها همه از تو می پرسند! می گویند: تو هم می توانستی یک بنّای خوب باشی یا یک کارمند حرفه‌ای سازمان آب کرمان و کاری به انقلاب روح الله نداشته باشی! می‌توانستی وقتی قائله‌ی کردستان اول انقلاب را آرام کردی، برگردی به سر خانه و زندگی ات! اصلا گیرم 8 سال بخاطر دفاع مقدس، جوانی‌ات را خرج انقلاب کردی، نباید سهم خودت و خانواده ات را از سفره‌ی انقلاب برمی داشتی؟! خب چرا جنگ که تمام شد، تو هم مثل بقیه سودای اقتصاد و طمع ریاست سیاستمداران به سرت نزد؟! اصلا تو هم می تونستی فقط خاطره گوی خسته‌ی پشت جبهه باشی یا کت شلوار پوش پشت میز مذاکره و دانشگاه! می تونستی درجه دار پشت جبهه باشی و همه مشکلات را حواله دهی به قبلی ها و بعدی ها! می تونستی بجای ابروی های در هم کشیده، لبخند دیپلماتیک به دشمن بزنی! می تونستی به هر قیمتی به پست و مقام برسی و برای حفظ خودت از آبروی یک ملت و گذشته ات هزینه کنی! تو هم می توانستی برای خودت قیمت و منت تعیین کنی! نمی توانستی!!؟؟

-  حاج قاسم! اینجا آتش دشمن، خیلی سنگینه! نیروی کمکی کی می رسه؟ صدایم را می شنوی!؟

حاجی جان! بعد از 30 سال مبارزه، وظیفه ات را برای اسلام و انقلاب انجام دادی، حقت نبود که بروی بازنشستگی ات را در آرامش مشغول گل کاری شوی و با نوه هایت بازی کنی؟! گه گاه هم می تونستی برای غربت زنان و کودکان سوری و عراقی فقط دعا کنی و نهایت اشکی بریزی برای نوامیس به تاراج رفته! تو هم می توانستی غربت علی را ببینی و فقط ابراز تاسف کنی و بگزاری روزگار حتی خاطرات جبهه ات را هم به تاراج ببرد!

حاجی جان! منم به همه شان گفتم همه اینها را حاجی می تونست اما نخواست! اصلا اگر حاجی مثل بقیه بود دیگر سردار دلها نمی شد!

-  حاج قاسم! ما اینجا محاصره شدیم! بچه ها سراب می بینند! مفهومه؟؟

همش می پرسند چرا تو با لباس شخصی خط مقدم دیدبانی می‌کنی؟ اصلا درجه هایت کجاست سردار؟! چرا همیشه خودت را بدهکار ملت می دونی نه طلبکار! چرا همیشه خودت را فدای ملت می کنی نه آینده ملت را فدای خودت!؟ چرا شب و روز نداشتی برای خدمت به مردم؟ چرا اولین نفر بودی که در بحران به داد محرومین می رسیدی؟ چرا هیچ وقت بلد نبودی از بالای کرسی مفروش با مردم مستضعف سخن بگویی؟ ادعای بلد بودن نداشتی، اما همیشه نابلدی‌ها را شکست دادی! مکتب خمینی چندتا مسئول مثل تو تربیت کرده است!؟

راستی حاجی! بهت گفتم طومار خاورمیانه جدید و معامله قرن را از تجزیه کردن کشورها گرفته تا تشکیل دولت منحوس داعش و اسرائیل در هم پیچیدی؟! بهت گفتم به کشورت، به جبهه مقاومت، به حزب الله قهرمان، به حماس مظلوم و همه آزادی خواهان جهان عزت بخشیدی! بهت گفتم قبل از فتح شامات، قلب حججی ها و همدانی را فتح کرده بودی؟! فکر کنم با خمینی عهد بسته بودی تا با سپاهش در بیت المقدس نماز بخوانی! می دونم این چیزها را هیچ وقت گوش نمی کنی ولی این حرف ها را باید بهت می گفتم. حاجی جان !آخه من نمی دونم دیگه دنبال چه بودی که به کمتر از شهادت راضی نشدی!؟

-   الو حاج قاسم! حاج قاسم! ما اینجا تنهاییم! از فردای بی تو می ترسیم حاجی جان!

 می‌ترسم تو را هم مثل امام مستضعفان تحریف کنند! می ترسم برایت چنان برج و بارو بسازند که فراموش کنم که رخت خوابت سنگ و ریگ بیابان ها بوده! می ترسم فردا تو را نیز مرد مذاکره بنامند نه مرد مبارزه! می‌ترسم رذالت و خباثت آمریکا و اسرائیل در شهید نمودنت را به حساب اشتباه محاسباتی بگذارند! می ترسم برای اعتبارخودشان عکس لبخند تو را با جان‌کری بسازند تا یادم رود همنشین محرومین و مظلومین بودی! می ترسم چنان تحریفت کنند که یادم رود که در جاده کربلا- قدس شهید شدی! می ترسم خط و نشان تو را نیز چون احمد متوسلیان در تاریخ گم کنم!

-  حاج قاسم! سر و صدا زیاده! مهمات کمه! نیروی کمکی کی میرسه؟ مفهومه؟؟ صدات نمی آد حاجی!

حاجی جان! آخر این قدر نماندی تا به این جماعت بگویی که چرا انقلاب کردی؟ چرا جنگ شد؟ چرا خمینی صلح را قبول کرد؟ چرا رفتی به جبهه و دیگر برنگشتی؟ اصلا در عراق و سوریه چیکار می‌کردی؟ چرا خواب راحت برای اسرائیل نگذاشتی!؟

حاجی!کار خودته! باید خودت بیای کمک تا جواب همه آیندگان را با سکوت و لبخندت بدهی؟ ما اینقدر قدرت توجیه کردن نداریم! مهمات از کجا جور کنیم؟! دوست داشتم یک دل سیر بغلت می کردم و یک دل سیر برایم حرف می زدی! مطمئن باش علمت بر زمین نمی ماند ولی حاجی! قرار نبود به این زودی ها علی را  تنها بگذاری!

-   حاج قاسم! صدایم را نمی شنوی یا نمی خواهی جواب بدی!؟

 نکنه از کم کاری ما ناراحت هستی! نکنه از ترسیدن و بی طاقتی ما بخاطر تحریم، صبرت برید! نکنه در یک قدمی خیمه معاویه پشت مالک را خالی کردیم! چشمانت آرامش یک ملت بود نکنه قدر چشمانت vh ندانستیم!

-  حاجی! به خون سرخ ات قسم! نمی گذارم راه سرخت فراموش شود!

 به خون سرخ ات قسم! هزار هزار اسرائیلی و آمریکایی  را به دوزخ می فرستم، اما می دانم که ارزش یک قطره خون پاکت را ندارد!

 به خون سرخ ات قسم! دیگر از تحریم و تهدید اقتصادی و فرهنگی کاسه صبرم پر نمی شود!

به خون سرخ ات قسم! در برابر هر فریبکاری که بخواهد دوباره حرف از مذاکره با  شیطان بزند، محکم می ایستم!

به خونت سرخ ات قسم! تا آخرین نفس پای ولایت تا آزادی قدس می دوم!

حاجی! فقط قول بده با مهدی  باز می گردی!

-  حاج قاسم! تو را به چادر خاکی قسم جواب بده! صدایم را می شونی؟حاج قاسم!

به خدا آخر نفهمیدم! دیگر چه می خواستی که به کمتر از شهادت راضی نشدی!؟

حاج قاسم! به خدا با خونت نشان دادی جهاد برای خدا زمان، جغرافیا و مرز نمی شناسد!

به خدا با خونت نه با زبان کنگ دیپلماتیک  نشان دادی، باید مدافع حریم و حرم اسلام بود!

به خدا با خونت نشان دادی که بی هیچ منت و قیمت و عنوانی باید فقط "سرباز" خط مقدم فرمان ولایت بود!

 

 

 

-  سردار قلب ها! راضی شدی؟ صدای نفس هایت را می شنوم! می دانم داری می آیی به کمکمان!

 ببین! از هند تا دروازه های قدس لشکر سیاه پوشان منتظر فرمان حمله اند! ببین مردم عراق انقلاب کردند!  بی سیم ات را جواب بده سردار ! ببین حاج احمد دم خط منتظرت است! ببین شهدای لشکر 41 ثارالله پشت سرت هستند! شهدای گردان فاطمیون و زینبون هم دارند پشتیبانی می‌کنند! ببین کودکان غزه منتظرند تا با لبخندت هم بازی شوند! مادران منطقه را ببین درآرامش در گوش قاسم‌های خود، قصه‌ی حماسه ات را لالایی می‌خوانند! فرمان حمله نمی دهی؟!

می دانم همچون خون سید الشهدا که جریان تاریخ را عوض کرد، خون تو هم تاریخ منطقه را عوض می کند. می دانم، هم چون خون صدیقه طاهره که رسواگر نفاق در تاریخ اسلام شد، خون تو هم رسواگر سیاستمداران بی غیرت داخلی و تروریست های خوش پوش خارجی خواهد شد. جهان آزادگان به هنوز احترامت عزادارند و دشمن از شهادت ات بیشتر می ترسد تا از زنده بودنت!

ببین! آرزوی مقاومت ات در منطقه با خونت به سرانجام رسید! جهانِ بدون  آمریکا و اسرائیل، نزدیک است! بلندی های بیت القدس را می‌بینی؟ صدای مهدی موعود را چه؟!  بی سیم ات را جواب بده سردار! منتظر فرمان حمله ایم!  

-  حاج قاسم! صدایت ضعیف است! آخر نگفتی بین تو و خدایت چه معامله‌ای صورت گرفته!؟

این را می دانم در عالم رازی هست كه جز به بهای خون فاش نمی‌شود ولی نمی خواهی از آن راز بگویی؟!

حاج قاسم! در این معرکه جایت خیلی خالی است! البته بهتر است بگویم جای ما آنجا خالیست!

الو!حاج قاسم!...  

-------------------------------------------------------------------
* پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)

 


ایمیل مستقیم :‌ info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000592323
 
working();

مطالب پیشنهادی از سراسر وب


ارسال نظر :
پاسخ به :





نام : پست الکترونیک :
 
working();

« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما »
هرگونه نقل و نشر مطالب با ذكر نام شمال نيوز آزاد مي باشد

سامانه آموزش آنلاین ویندی