.
صفحه اصلي آرشيو جستجو پيوند ها تماس با ما
 

آخرین عناوین
به بهانه درگیری لفظی و فیزیکی دربی اخیر مازندران؛
تشییع جنازه "اخلاق" در ورزش برتر!!
به هرحال گمان می رود که مدیران ورزشی ما فاقد بینش های فرهنگی و اجتماعی لازم اند و بسیار ضروری است تا عرصه ورزش به مدیرانی واگذار گردد که با نگرش فرهنگی اجتماعی به مدیریت ورزش بپردازند و یا اینکه گرایش به آنالیز فرهنگی-اجتماعی فراگیر شده و هیچکس نتواند ار خط قرمزهای اخلاقی عبور کند و تاوان چنین عبورهای جسارت آمیز باید به میزانی باشد که برای هیچکس مقرون به صرفه جلوه نکند!
تشییع جنازه "اخلاق" در ورزش برتر!!

درگیریهای لفظی و فیزیکی داربی اخیر مازندران بین هواداران دو تیم ساروی و قائمشهری و نیز در آستانه داربی بزرگ ملی در تهران بین دو تیم تهرانی یعنی استقلال و پرسپولیس و نیز حوادث تلخ و ناگواری که به هر بهانه ای از جمله انتقام دور رفت یا هر بهانه دیگر، متواتراً در سال ۸۹ در میادین و عرصه های ورزشی ما بوقوع پیوسته، مرا بر آن داشت تا با پرهیز از معلول پردازی، با نگرشی فرهنگی- اجتماعی، مقوله ورزش قهرمانی در ایران را اگر چه گذرا و به اختصار مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و طی آن با مقایسه وضعیت موجود و وضعیت مطلوب، نتایجی را استحصال کنم.

سئوالات بزرگی که سالها در مقوله ورزش برتر ذهنم را به خود مشغول کرده اند، عبارتند از :

۱-ورزش در کشور ما چگونه اداره می شود؟!

۲-استراتژی ورزشی ما کجا و توسط چه کسانی تبیین شده و یا خواهد شد؟!

۳-نگرش ورزشی ما چه تفاوتها و تشابهاتی با نگرش ورزشی دیگر کشورها دارد؟!

۴-مدیران ورزشی ما تا چه اندازه مصمم و یا قادر به تحقق اهداف غائی نظام در عرصه ورزشی اند؟!

۵-سهم ورزش در مصرف بودجه و سرمایه ملی ما به چه میزان است؟!

۶-نظام ما تا چه اندازه از ورزش بهره برداری های فرهنگی و اجتماعی می کند؟!

۷-تا چه اندازه توسط افراد خاص از ورزش استفاده ابزاری می شود؟!

۸-کاربردهای جانبی از ورزش ما به چه میزان است؟!

۹-جایگاه و اعتبار فرهنگ در موسسه های فرهنگی- ورزشی ما کجاست؟

۱۰-چرا اتفاقات و صحنه های بدآموز در ورزش ما پایان ناپذیر شده اند؟

۱۱-چرا هیچکس نمی تواند جلوی روند رشد عناصر ناسالم را در ورزش ما بگیرد؟

۱۲-چرا ورزش ما حتی در سطوح برتر در سراشیبی سقوط به منجلاب کجروی های اجتماعی است؟

۱۳-چرا ورزش ما بجایی رسیده که همه فعالان ورزشی، هم آسیب پذیر و هم آسیب رسان شده اند؟!

۱۴- .......

در خصوص همه این سئوالات، کافی است که حوادث میادین ورزشی را دقیقاً آنالیز کنیم تا معلوم گردد ورزشی که می خواست با تحمیل هزینه های سنگین به اقتصاد ملی، موجبات کاهش آسیب های فرهنگی و اجتماعی را فراهم آورد، چرا و تا چه اندازه تغییر ماهیت داده، تا جائیکه خود مبدل به تهدیدی فرهنگی و اجتماعی و حتی مولد آسیب های فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی شده است؟!

اتفاقات تلخ و ناگواری که هم در سطوح ملی و هم در سطوح بین المللی بطور متناوب و یا حتی متوالی بوقوع می پیوندند ولی با توجیه و لاپوشانی غلط تلاش می شود تا از کنار آن بگذرند، غافل از آنکه انکار بیماری، منجر به درمان بیماری نمی شود و طبیبان باید شجاعت پذیرش بیماری را داشته و با تشخیص های تخصصی و یا شورهای پزشکی، به درمان ریشه ای آن پرداخته و از توسعه آن پیشگیری نمایند!

در مرحله معاینه و تشخیص بیماری های اخلاقی و اجتماعی در پیکره ورزشی ما، بیماری های ذیل مورد شناسائی قرار گرفته اند که هر کدام به تنهائی، تهدیدی برای جامعه ما بخصوص برای اقشار نوجوان و جوان جامعه محسوب می گردند و برای درمان و ریشه کنی آنها باید به تلاش مضاعف پرداخت:

۱-فحاشی های رکیک توسط تماشاگران ورزشی و درگیری های شدید لفظی با هواداران تیم رقیب

۲-درگیری های فیزیکی بین هواداران تیم های رقیب و ایجاد آسیب های جدی به هم و اموال شخصی

۳-ایجاد خسارتهای کلان به بیت المال اعم از اموال و امکانات ورزشگاهها و اتوبوسهای حمل و نقل

۴-تبدیل درگیریهای ورزشی به آشوب ای شهری و تخریب اموال مردم و ایجاد رعب و وحشت در آنها

۵-افسارگسیختگی های لیدرهای ورزشی در راستای تخریب بازیکنان، مربیان و حتی مدیران ورزشی

۶-قراردادهای کلان مالی بین بازیکن یا مربی با باشگاههای دولتی از طریق دور زدن قوانین ابلاغی

۷-دوپینگ های گسترده در ورزشهای حرفه ای و رسوائی های بین المللی برای کشور ما

۸-پناهندگی برخی از ورزشکاران ملی به کشورهای دیگر و بازتابهای منفی در داخل و خارج از کشور

۹-درگیری های متعدد غیرورزشی بین بازیکنان تیم های رقیب و یا تیم خودی و یا حتی با مربیان خود

۱۰-اعتراضات غیرورزشی بازیکنان علیه قضاوت داورها، تعویض آنها توسط مربیان و یا مقابله با هواداران

۱۱-خرید و فروش بازیکن و معامله با دلالها توسط مربیان و دست اندرکاران تیمها با پورسانتهای کلان

۱۲-درگیریهای لفظی و فیزیکی بوقچی ها و لیدرهای ورزشی با مربیان و بازیکنان و مصدوم کردن آنها

۱۳-گسترش نشریات زرد ورزشی در جامعه و تخریب ها و علم کردن های کاذب بازیکنان و مربیان خاص

۱۴-وعده های تبانی گرانه بین برخی از باشگاهها با برخی از بازیکنان تیم رقیب در آستانه بازی مستقیم

۱۵-عدم پرداخت مطالبات بازیکنان و مربیان توسط باشگاهها و گسترش نافرمانی های بدآموز

۱۶-گسترش فساد اخلاقی بازیکنان مطرح و دستگیری های انتظامی و بدآموزی های ناشی از آنها

۱۷-استفاده ابزاری از چهره های بنام ورزشی در معادلات سیاسی و اقتصادی در قالب انتخابات و تبلیغات

۱۸-اعتراضات مکرر مربیان به گزینش داوران و یا قضاوت آنها و نیز مقابله آنها با خبرنگاران و رسانه ملی

۱۹-تلاش معنادار برخی از باشگاهها برای جذب مربیان منشوری و مقابله با سیاستهای فرهنگی

۲۰-حضور بی حجاب برخی از بانوان تکواندوکار در رقابتهای بین المللی

۲۱-تبلیغ شراب یک کارخانه اسپانسر خارجی توسط قهرمانان ملی ما در رشته دوچرخه سواری

۲۲-حضور بازیکن پیشکسوت ما بر سکوی سه گانه قهرمانی به هنگام نواختن سرود رژیم اشغالگر قدس

۲۳-حضور ذهنیت ساز برخی از بازیکنان تیم های ورزشی در اماکن نامناسب در سفرهای خارجی

۲۴-تبانی در انتخاب برخی از مربیان خارجی و داخلی در سطوح ملی و مقابله با مربیان ارزشمند

۲۵-توهین به نمادهای ورزشی مثل بازوبند کاپیتانی، لباس باشگاهی و ملی

۲۶-رواج یافتن شادی های موهن پس از گل برای مقابله با هواداران و یا حتی مربیان رقیب

۲۷-استفاده از آویزه ها، آرایش ها و البسه های غیر متعارف و بد آموز توسط بازیکنان و برخی از مربیان

۲۸-تحمیل هزینه های سنگین ورزشی به اقتصاد ملی در مقایسه با سایر فعالیتهای مفید جامعه

۲۹-تخریب و اخراج مدیران و چهره های موثر غیرورزشی از صحنه ورزش کشور با میدان داری رسانه ها

۳۰-برقراری اردوهای باشگاهی و ملی در مناطق آلوده خارج از کشور و عدم استفاده از امکانات داخلی

۳۱- انفجار نارنجکهای خطرناک، پرتاب ترقه و سنگ و بطری نوشابه به سمت داوران و مربیان و بازیکنان

۳۲-درگیری بازیکنان و مربیان با توپ جمع کن ها و عناصر تدارکاتی

۳۳-......

تاسف اساسی اینجاست که اوضاع آنچنان بغرنج و غیر قابل مهار شده که حتی کمیته های انضباطی باشگاهها و فدراسیونها، تشکلات فرهنگی، شوراهای استیناف و حوزه های مدیریتی، دیگر قادر به مهار و کنترل گستره تخلفات و حوادث تلخ نبوده و متخلفین با احکام و دستورات آنان تفریحانه برخورد کرده و با ترویج شوخی و مزاح جوانانه در اصل با آقایان بازی می کنند که بطور نمونه می توان به برخورد برخی از بازیکنان تیم های مطرح پایتخت اشاره کرد!

واقعاً در ورزش ما چه خبر است و چرا کشورهای دیگر با ماهیتی غیر اسلامی و غیر دینی مقابله های جدی تری را با معضلات ورزشی انجام می دهند؟! و چگونه می توان به این همه معضلات اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی که مثل قارچ رشد کرده اند، پایان داد و ورزش را از این همه بیماریهای کشنده نجات بخشید؟!

آیا برای مدیران ملی و نیز کارشناسان اجتماعی و فرهنگی زنگ خطر اخلاقی به صدا درنیامده و همه اینهایی که امثال حقیر به نگارش در می آورند، سیاه نمایی و یا بزرگ نمایی است؟!

آیا قبول ندارید که باشگاههای ما فعالیتهای فرهنگی خود را فراموش کرده و تنها به قهرمانی می اندیشند و مدیران و مربیان هم دنبال حساب و کتابهای مالی و خوشنام شدن از جیب بیت المال هستند؟!

آیا قبول ندارید که در ورزشگاهها کار ریشه ای فرهنگی دیده نمی شود و هواداران هم در باشگاهها و هم در ورزشگاهها رها شده و بی کفیل اند و رابطه باشگاهها با لیدرها هم غیر فرهنگی است؟!

آیا قبول ندارید که احکام انضباطی و تنبیهی کمیته انضباطی ما، شبهه درآمد مالی برای فدراسیون ها را در ذهن ها متبادر می کنند و تاثیر چندانی برای محکومین صاحب درآمدهای کلان ندارند؟!


آیا در ورزشی که روز به روز آبستن اتفاقات ناگوار اخلاقی است، می بایست محکومان و متخلفان پرونده های منشوری را به بهانه عید نوروز با عفو عمومی مواجه می کردیم تا نشریات بنویسند؛ که تاریخ مصرف قانون منشور اخلاقی تمام شده است؟!

بهرحال گمان می رود که مدیران ورزشی ما فاقد بینش های فرهنگی و اجتماعی لازم اند و بسیار ضروری است تا عرصه ورزش به مدیرانی واگذار گردد که با نگرش فرهنگی اجتماعی به مدیریت ورزش بپردازند و یا اینکه گرایش به آنالیز فرهنگی-اجتماعی فراگیر شده و هیچکس نتواند ار خط قرمزهای اخلاقی عبور کند و تاوان چنین عبورهای جسارت آمیز باید به میزانی باشد که برای هیچکس مقرون به صرفه جلوه نکند!

البته هرگز نمی توان ملاحظه بسیاری از چهره های اخلاقی و ارزشی مثل مایلی کهن ها و غلام پیروانی ها و حسین فرکی ها، صحنه های اخلاقی و بازی های جوانمردانه مثل اقدام متوسل زاده و اقدامات ارزشمند در عرصه ورزش مثل عدم مقابله ورزشکاران ملی با نمایندگان ورزشی رژیم اشغالگر قدس و هزاران صحنه ریز و درشت مثل بازی برای زلزله زدگان و نیازمندان و کمک به یتیم خانه ها و شرکت در امور عام المنفعه را انکار و کتمان کرد، اما متاسفانه بحث کثرت بدآموزی هائیست که مثل سیبهای گندیده، انبوهی از سیبهای سالم را نیز فاسد می کنند و اگر دیر بجنبیم، دیگر کار از کار می گذرد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۲۹/۱۲/۸۹


استفاده از اين خبر فقط با ذكر نام شمال نيوز مجاز مي باشد .
ایمیل مستقیم :‌ info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000592323
 
working();

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

نظرات خوانندگان :

نا شناس 29 اسفند 1389
lموضوع مهمی است، میلیاردها تومان خرج کسانی می شود که نه درس خوانده اند و نه کار مفیدی انجام می دهند، اما جوانان درسخوان ما بودجه و درآمدی ار بابت این همه تلاش علمی ندارند.
فوتبال که دیگه شورش و در آورده، روز به روز بازیکنان دارند بدتر می شن و تماشاگرها هم از اونا بدتر! کی می خواد جلوی این همه انحرزاف گرفته بشه؟1 علی اصغری
نا شناس 29 اسفند 1389
پیشاپیش فرارسیدن سال 90برمدیریت پایگاه شمال نیوز مبارک باد.خلیل اخوان اصغری .خبرنگار ایلنادرگیلان
نا شناس 1 فروردين 1390
اخلاق! فقط یه زینته که دارند ورزش و بزک می کنن!قدیمی ها که می گن ما رومون نم شه بچه هامون و ببریم ورزشگاه!فحش و فحش کاریست، ناموس صد من یه غازه! همه دارند به هم نون قرض میدن،کمیته انضباطی هم نیاز به کمیته انضباطی داره!ستاد منشور اخلاقی هم باید شامل منشوری ها بشند! پول داره پارو می شه، اما هیچ کنترلی روی اون وجود نداره، یه مسئول فدراسیون قاطع مذهبی سییاسی لازم داریم که با کسی تعارف نداشته باشه، و در عین حال حمایت فاطع هم بشه!
نا شناس 1 فروردين 1390
مازندرانیها بهتر از این اخلاقشان نیست
نا شناس 2 فروردين 1390
برگترين خيانت را كساني مي كنند كه دار از اين اب گل آلود ماهي مي گيرند مردم ما به نان شبشان محتاج هستند مسئولين ورزش كشور به دنبال مربي ها و بازيكنان بي غيرت

ارسال نظر :
پاسخ به :





نام : پست الکترونیک :
 
working();

« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما »
هرگونه نقل و نشر مطالب با ذكر نام شمال نيوز آزاد مي باشد

سامانه آموزش آنلاین ویندی