.
صفحه اصلي آرشيو جستجو پيوند ها تماس با ما
 

آخرین عناوین
آمریکا و چهل سال شکست مستمر

شمال نیوز: شاید بتوان ادعا کرد که هیچ انقلابی تا کنون در جهان به اندازه انقلاب اسلامی ایران در معادلات جهانی و تغییرات جغرافیای سیاسی و آشکار نمودن نیات پنهان استعمارگران تاثیر گذار نبوده است.

از روز اول تحلیل گران صهیونیستی آن را به “زلزله بزرگ سیاسی که اسرائیل را نابود خواهد کرد” تعبیر کردند و هیچ تحلیل گر سیاسی در جهان نبود که گوشه های مهمی از تحلیل های خود را معطوف به این انقلاب نکرده باشد.

اگر بپذیریم که هر رئیس جمهوری که در کشورهای جهان با سیستم انتخابات آزاد به قدرت می رسد از طرف حزب، گروه و یا طرفداران خود دارای ماموریت های خاصی است که در وعده های انتخاباتی آنها بروز و ظهور پیدا می کند، آنگاه باید بپذیریم که یکی از موضع گیری های اکثر رئیس جمهوری های جهان در کشور های مختلف چگونگی مواجهه با پدیده انقلاب اسلامی بوده است.

از روسای جمهور آمریکا، فرانسه، صدر اعظم آلمان، نخست وزیر انگلستان، ایتالیا، اتریش، روسیه، چین، مالزی، هند، لبنان، فلسطین، ترکیه، پاکستان، کشوهای خلیج فارس و ... گرفته تا رئیس رژیم اشغالگر قدس و تغییر پادشاهی در عربستان و اردن و ... همه تحت تاثیر این انقلاب رفتارها و گفتارهای متعددی داشته اند.

اما موضعگیری های روسای جمهور آمریکا در دوران مختلف و عملکرد آنها در دوران پس از به قدرت رسیدن جالب توجه بوده است.
• جیمی کارتر که بعنوان یک فرد برخاسته از سیاست های حزب دموکرات، در قبل از انقلاب فقط با اندکی باز کردن فضای سیاسی موجب شروع حرکت های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه در کشورهای مختف شد.

انقلاب اسلامی ایران بی نام خمینی کبیر (ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست و این نام در پیشانی انقلاب چون خورشید نور افشانی می کند و عامل اصلی شکست های ابرقدرت ها در برابر مردم ایران رهبری های داهیانه امام (ره) بوده است.

مردم که دارای سابقه ذهنی از حرکت های اعتراضی و کشتار رژیم خونخوار پهلوی در 15 خرداد 42 بودند، با یک مقاله اهانت بار به امام ، نهضتی را تقویت کردند که نهایت آن فرار شاه و فروپاشی رژیم سلطنتی و استقرار رژیم جمهوری اسلامی بود.

• رونالد ریگان در دوران جنگ تحمیلی که برای به میدان کشانیدن تمام رژیم های منطقه و حتی اجماع جهانی علیه انقلاب بود، سیاست هایی را علیه انقلاب اتخاذ کرد و همه اهرم های بین المللی را برای هدم انقلاب بکار گرفت تا شاید مهار انقلاب را به نام خود ثبت کند ولی خذلان او با سفر مخفیانه مشاور امنیت ملی او با هواپیمای باری به ایران و موضعگیری قاطع امام در عدم مذاکره با مک فارلین برنامه های او را همانند خمله شبانه و مخفیانه هواپیماها و هلیکوپتر های آمریکایی که بعد از ماهها تمرین در صحراهای مصر و مشابه سازی عملیات صورت گرفته بود (در دوران کارتر) با طوفان شن به دستور و کمک الهی خنثی شده و زمینه ای شد که بعد از مدتی بنی صدر را هم با خود برد و گروگان گیری و اشغال لانه جاسوسی را اقدامی به حق و ارزشمند که امام (ره ) آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیدند جلوه داد.

رسوایی اقدام مک فارلین برای آمریکا بسیار گران تمام شد و در داخل ایران هر چه که بود و به دستور و هماهنگی هر که که آمده باشد با سیاست های وحدت آفرین امام (ره) آب از آب تکان نخورد و تشتت در اردوگاه دشمن باعث سردرگمی های سیاسی آنها شده بود.

در این دوره هم با تحریم هایی رو به رو بودیم و تمام کشورهای دنیا (بیش از 70 کشور) به صدام کمک نظامی، اقتصادی، پشتیبانی های سیاسی و تبلیغاتی و اعزام نیروهای آموزش دیده و هواپیماهای فوق پیشرفته (میراژها و سوپر اتاندارد های فرانسوی و میگ 25 روسی و هواپیماهای جاسوسی آواکس آمریکایی و دلارهای عربستانی، قطری، کویتی، و اماراتی) می کردند تا شاید بتوانند صدام را به تهران رسانده و فتیله انقلاب را پائین بکشند.

• در دوره بوش پدر که ادامه سیاست های خشن جمهوری خواهان علیه انقلاب اسلامی و مردم رشید ایران بود، باز هم آمریکا در هیچ زمینه ای هیچ غلطی نتوانست بکند و انقلاب به سمت رشد و تعالی و تاثیر گذاری بر سفره و اقتصاد مردم ادامه پیدا کرد و رشد اقتصادی آغاز شد. کشورهای دنیا با چشمان باز این رشد را می دیدند و از ایجاد استقلال اقتصادی در ایران وحشت داشتند و همه ابزار و امکانات بین المللی و تحریمی خود را بکار گرفتند تا این اتفاق نیفتد و ایران در مشکلات اقتصادی خود مشغول نگه داشته شود و برون رفت از این مشکل را غیر ممکن بنمایند.

تحریم ها یکی پس از دیگری دور زده شدند و غرب هر روز نگران تر از پیش به افزایش سطوح تحریم با تبلیغات کر کننده و ترس آور ادامه داد.
انقلاب و انقلابیون و دلسوزان بر خلاف روشنفکران نترسیدند و با پشتوانه مردم به راه خود ادامه دادند.
تحلیل های روشنفکران همواره در خلاف جهت مردم و انقلابیون بود چرا که ظرف و مکیال تحلیل روشنفکران توسط سیاست سازان بین المللی در کانون های مشاوره ریاست های جمهوری آمریکا بود و عینک روشنفکران توسط آنها ساخته و پرداخته می شد و اینها با عینک آنها بر اساس منافع استکبار جهانی و در ظاهر با ادبیات دلسوزی برای ملت و استفاده از انواع آمار تحلیل می کردند.

مردم به این تحلیل های روشنفکران بزدل وقعی نمی نهادند (هنوز هم با شدت بیشتری این روند ادامه دارد و روشنفکران با قرض گرفتن از آمار و اطلاعات رسانه های بین المللی و منابع اطلاعاتی غرب (بعضاً بدون آنکه بدانند) در پازل منافع استکبار جهانی بازی می کنند).

• در دوران بیل کلینتون دموکرات هم تحریم های شدیدتری اعمال شد که با سیاست های خوب و بخردانه مسئولان نظام و دولت پس از جنگ مرحوم هاشمی رفسنجانی اثرات این تحریم ها خنثی شده و زمینه سازی ها برای ورود به سمت فعالیت های هسته ای که بعداً بهانه برای تحریم های جدید شده بود، شروع شد.

این تحریم ها در مجموع اثرات چندانی نداشته و سیاست های اقتصادی و سیاسی به راحتی آنها را خنثی کرد. هرچند باید اضافه کرد که هیچ تحریمی بی خسارت برای ملت ما نبوده ولی ارزش حفظ اصالت و انقلاب اسلامی و استقلال آنقدر بالا هست که این خسارت ها نادیده گرفته شود و با اکثریت ملت به سمت فلاح و رستگاری و رشد و توسعه هدایت شوند.
اگر این تحریم ها نبود، قطعاً قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی چندین برابر حالت فعلی بود ولی اگر مقاومت هم نبود انقلاب و راه صحیح مردم در جهت انقلاب هم از بین می رفت و ایران به یکی از وابسته ترین کشورها و تابع سیاست های استکباری در می آمد که بعضاً خواست پنهان بسیاری از تحلیل گران غرب باور در این مسیر قرار دارد.
تحریم های هسته ای آغاز شد تا اینکه در ایران به دوران حاکمیت دوم خردادی ها رسیدیم.

در این دوران شورای عالی امنیت ملی به این نتیجه رسید که فعالیت های هسته ای خود را تعلیق یکجانبه نماید تا از شر تحریم ها و فشارهای بین المللی در امان بمانند و راه گفتگو و مفاهمه با جهان را در پیش بگیرد. همین باعث فعال تر شدن رفتارهای جاسوسی و فشارهای رسانه ای و تبلیعات شدید برای نشان دادن مسیر به سمت غرب باوری شد و علیرغم رونق نسبی اقتصادی و کاهش نسبتاً شدید تورم و رشد اقتصادی قابل قبول، عزت و اقتدار انقلاب و مردم هدف گرفته شد و همین اصلاح طلبان سینه چاک امروزی که از مرحوم آقای رفسنجانی طرفداری می کنند در آن روز بلایی بر سرش آورده بودند که ایشان را با
عالیجناب سرخپوش انقلاب فرانسه (راسپوتین) مقایسه کرده و شایسته اعدام با گیوتین می دانستند.

آقای دکتر احمدی نژاد که بر سر کار آمد با شعار تند که بسیار شعار نیش دار و جاذبه دار و مردمی بود تحت عنوان "مقابله با مافیای قدرت و ثروت " امور دولت جمهوری اسلامی را به دست گرفت و از اساس با برنامه های پنج ساله تدوین شده توسط مجلس مخالفت کرد و تجدید نظر در برنامه بر اساس سیاست های جدید را شروع کرد و شروع مجدد فعالیت های هسته ای را اعلام رسمی کرد و با تقویت این فعالیت ها به توفیق غنی سازی 20 درصدی اورانیوم دست پیدا کرد و رآکتور آب سنگین اراک و سانتریفوژهای فردو و نطنز و کیک زرد اصفهان و ... را فعال تر کرد. فشارهای بین المللی هم روز به روز بیشتر شد.

ولی با نزدیک تر شدن سیاست های حاکمان عراق به ایران بازارهای این کشور برای صادرات کالاهای ایران بیشتر آماده شد و آمریکا و غرب در عراق گیر افتاده و ترس از کشته دادن در عراق آنها را وادار به التماس برای مذاکره کرد و بالاخره با مذاکره محدودی خود را در فضای ابوقریب محصور کرده و منافقین نیز از پادگان اشرف به کشورهای دیگر کوچ کردند. همه چیز به نفع ایران پیش می رفت و همین باعث چیره شدن غرور بر احمدی نژاد شده و رفتارهای او و رحیم مشائی سلطه یک نوع دیکتاتوری فکری را تداعی می کرد که نفس کشیدن مخالفان را در فضای سیاسی مشکل کرده بود.

• در این دوران که بوش پسر حرکت های اشغالگرانه ای را از قبل در افغانستان و عراق با نیت تاثیر گذاری بر سیاست های ایران شروع کرده بودند و نیروهای بین المللی را وارد میدان کرده و با سرمایه گذاری و هزینه های بسیار بالا مدینه فاضله ای را برای سربازان ایجاد کرده بودند که برای کسب درآمد مشتاق حضور در جبهه های مقابله با انقلاب بشوند.

ترس های اولیه ای که این نیروها در بدو ورود ایجاد کرده بودند و دیکتاتوری های پس از اشغال و کشت و کشتار های کور وقتی فروکش کرد، برنامه ریزی پنهان آمریکا برای تولید داعش شروع شد و حرکتی که با ایجاد بحران مصنوعی هدایت شده حمله به برج های دوقلو در نیویورک پدیده 11 سپتامبر را به وجود آورد تا با از بین بردن تدریجی القاعده موضوع جدیدی (داعش) را جایگزین آن نماید.

بهانه برای کشاندن همه قوای بین المللی به منطقه کافی بود ولی ایران همچنان هوشمندانه خود را در جهت حفظ مواضع انقلاب و عدم مداخله در امور داخلی کشورها و امتناع از ورود برای کمک به صدام (تعدادی از سیاستمداران اینگونه تحلیل می کردند که در آن شرایط وظیفه ایران اسلامی و انقلابی این است که در کنار صدام با امریکا و نیروهای چند ملیتی بجنگند). شاید این تحلیل ها را هم خود استکبار و عوامل جاسوسی آنها القاء می کردند که پای ایران را به میدان جنگ بکشانند و بهانه برای ورود به خاک ایران برای آن نیروها فراهم شود.

به هر صورت احمدی نژاد هم دچار غرور شد و از چشم انقلابیون و مردم افتاد و ناچار به قهر 11 روزه شد و رفتاری خارج از عرف از خود بروز داد که تحلیل های متفاوت و متناقض با مواضع انقلابی و اصولی رهبر را با میدان داری اسفندیار رحیم مشائی ارائه می نمود. بدنه نهادها که ابتدا به شدت حامی احمدی نژاد بودند رفته رفته با شکاف بین مواضع ایشان با رهبری از آن فاصله گرفته و از اواسط دور دوم ریاست جمهوری به بعد این مواضع تند تر و علنی تر می شد. رفتار ناپسند ایشان در عزل وزیر خارجه در هنگام سفر به یک کشور آفریقایی (سنگال) خسارت روانی زیادی بر جای گذاشت. درخواست عزل وزیر اطلاعات و جایگزینی رحیم مشائی به جای ایشان و مقاومت رهبری نسبت به این درخواست که شروع علنی شدن اختلافات فی مابین بود، و اقدامات تلافی جویانه احمدی نژآد در تعریف جدید از ارتباطات خارجی و افزایش اختیارات رحیم مشائی در منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) و خوب و پیشرو و مترقی خواندن مردم اسرائیل توسط رحیم مشائی و موضعگیری رهبری بر علیه آن که اصلاً مردم معنای ماهوی در اسرائیل ندارد و برنامه طرح موضوع هولوکاست در رسانه ها توسط احمدی نژاد و شروع انفجاری حرکت های مردمی در مصر و لیبی و سودان و ... که توسط رهبری به بیداری اسلامی تعبیر شد و موضعگیری احمدی نژاد در برابر آن که آن را به بهار نیروهای انسانی تعبیر کردند و در رسانه های بین المللی از آن به عنوان بهار عربی تعبیر کرده بودند نیز اوج اختلافات را نشان می داد و خسارات همه جانبه ای را به فضای سیاسی کشور وارد می کرد.

طرح مسائل بزرگی که از دوران قبل شروع شده بود توسط رهبری با تعبیرهایی همانند شبیخون فرهنگی، جنگ نرم، و ... افشاگر روندی بود که در خارج از کشور با حمایت از رسانه های متعدد بر علیه ایران اسلامی برنامه ریزی و هدایت می شد. 60 شرکت بزرگ چند ملیتی بر روی انواع اقدامات رسانه ای و تبلیغاتی و حتی اقدامات بر اندازنده نظامی و ترور دانشمندان هسته ای مداخله داشتند و هزینه های بسیار بالای برنامه ریزی و اقدام آنها را تامین می کردند.

4. در زمان حضور آقای دکتر روحانی در پاستور اولویت های متفاوتی برای کشور تعریف شد. اولویت هسته ای به خواست آمریکا و رئیس جمهور آن (باراک اوباما) از بین رفت و موضوع مذاکره منتهی به معاهده برجام شد. برجام اما در داخل ایران خود به موضوع اختلافی تبدیل شد و حداقل تاکنون دستاوردهای مورد انتظار را با کلک های سیاسی و خروج آمریکا از برجام نصیب ایران نکرده است. فشارهای جدید برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره خفت بار دیگر برای کنترل فعالیت های موشکی ایران و خلع سلاح واقعی آن ادامه دارد و بسیاری از دولتمردان هم آمادگی لازم را برای تن دادن به این امر دارند وتعداد زیادی از روشنفکران که بوی وابستگی آنها به شدت به مشام می رسد برای جا انداختن این تحمیل دست به کار شده و انواع دلیل را به خورد مردم می دهند. هرچند چشم انداز برجام برای ایران خیلی امتیازها را در نظر گرفته بود ولی همه در لفافه حرف و نوشتار بود و در عمل مشکلات عمده نظیر فعالیت آزاد بانک ها، سوئیفت، بیمه نفتکش ها و کشتی ها و آزاد سازی فعالیت شرکت های بین المللی، تامین قطعات هواپیماهای مسافربری و حتی مشارکت کشورها در صدور تکنولوژی های مدرن هسته ای در سطح تحقیقاتی و تامین نیازمندی های نیروگاههای هسته ای و ... هیچکدام محقق نشد و ایران همچنان با ابتکارات خائنانه کشورهای اروپایی و آمریکا در شرایط بیم و امید باقی ماند. ابتکار عمل از دست دولت و مجلس و نیروهای فعال سیاسی ایران خارج شد و منتظر موضعگیری کشورهای اروپایی باقی ماند و آنها هم با الفاظ متفاوت حالت انتظار را بر ایران تحمیل می کنند.

مسئله سکه و دلار خسارت های بسیار سنگینی بر اقتصاد خانوارهای ایران تحمیل کرد و بدون هیچ تردیدی این مسئله به فریب دولت توسط متخصصان اقتصاد و روشنفکران و عوامل بانک مرکزی بر می گردد و هزاران مسئله دیگر. اما انقلاب همچنان به راه خود ادامه خواهد داد و غرش های کفتارگونه دونالد ترامپ برای اینکه با تحریم های مراحل اول، دوم و اکنون سوم "ایران جشن 40 سالگی انقلاب را نخواهد دید"حرف مفت و بی اساسی تلقی شده که با برگزاری این جشن های با شکوه چهل سالگی انقلاب یک حرکت جدید و پر حرارت مردمی برای برداشتن موانع از پیش پای انقلاب شروع خواهد شد.
ظرفیت جمهوری اسلامی، ظرفیت بسیار بالایی است و این موانع روزی تمام خواهد شد و دشمنان اسلام و روشنفکران همراه آنها به بن بست خواهند رسید.

اینجانب چهل سالگی انقلاب را به همه دلداگان به جمهوری اسلامی و شیفتگان امام و رهبری تبریک عرض می نمایم. پایان

دکتر غلامعلی رنجبر فرح آبادی / عضو هیات علمی دانشگاه
 -


ایمیل مستقیم :‌ info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000592323
 
working();

ارسال نظر :
پاسخ به :





نام : پست الکترونیک :
 
working();


« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما »
هرگونه نقل و نشر مطالب با ذكر نام شمال نيوز آزاد مي باشد

سامانه آموزش آنلاین ویندی