.
صفحه اصلي آرشيو جستجو پيوند ها تماس با ما
 

آخرین عناوین
آقا محسن، مرد لحظه های تاریخ ساز

به روایت سرتیپ دوم پاسدار رمضانعلی صحرایی، فرمانده تیپ 2 لشکر 25 کربلا در عملیات کربلای 4

پس از اعلام نظر فرمانده وقتِ سپاه، دکتر محسن رضایی راجع به عملیات کربلای 4، واکنشهای زیادی از سوی افراد و گروه های مختلف گرفته شد؛ دوستان، دشمنان و مُغرضان. البته صرف نظر از اینکه، این تحلیلها با چه نیتی صورت گرفت، باید مُعترف بود که دفاع 8 ساله ی ما، آنقدر باعظمت است که با گذشت سالها از پایان آن، همچنان محل توجه است و از حساسیت زیادی نزد گروه های مختلف برخوردار است. در همین رابطه بنده نیز لازم دیدم مطالبی را به عرض برسانم؛ به این امید که، کمک کوچکی به شفافیت موضوع کرده باشم.

بنده در عملیات کربلای 4، عهده دار فرماندهی تیپ 2 لشکر 25 کربلا با 5 گردان بودم؛ گردان های حمزه 1 و2 و گردانهای امام محمدباقر(ع)1 و2 و نیز گردان ویژه ی شهدا.

این عملیات را باید با توجه به برخی از شواهدی که در ادامه به عرضتان می رسانم، یک عملیات صددرصد واقعی دانست. برگزاری مانور بسیار بزرگ لشکر در هفت تپه در سال 65، قبل از عملیات کربلای 4 یکی از آن نشانه هاست؛ مانوری که در آن، از همه ی ظرفیت های لشکر اعم از انسانی، لجستیکی و پشتیبانی رزم استفاده شد. این حجم از بکارگیری ظرفیت، خودش نشان می دهد که قرار است یک عملیات بزرگ و سرنوشت سازی صورت گیرد. در همین مانور بود که قطار سراسری خوزستان که از هفت تپه می گذشت را متوقف کردیم ؛ چراکه، نیروهای حاضر باید آمادگی لازم برای توقف قطار بصره را کسب می کردند. مستندات تصویری این حرکت الان موجود است. همین یک اقدام یعنی( نگه داری قطار)، خودش به تنهایی نشان می دهد که عملیات پیش رو، یک عملیات واقعی بوده و نه یک عملیات غیرواقعی و فریب. البته مستندات دیگری هم وجود دارد که فعلاً بنده از اشاره به آنها می گذرم.

بسیاری از فرماندهان، ناکامی های کربلای 4، را ناشی از برتری و اشرافیت دشمن و خبرچینی های آواکس های آمریکایی و ستون پنجم می دانند و از دلایل دیگر ناکامی که با چشم زمینی دیده نمی شد و باعث شکست ما در این عملیات شد، صحبت نمی کنند.

در طول سالها حضور در عملیات های مختلف، به ضرس قاطع باید اعتراف کنم که هرجا غرور بر فرماندهان و نیروها حاکم شد، بازنده ی عملیات بوده ایم. یادم هست در برخی عملیات ها که لشکر 25 با پیروزهای مکرر و پشت سر هم روبرو بود، تمام توان بنده، فرماندهان و بعضی از روحانیون صرف این می شد که در بین نیروها حضور بهم برسانند تا جلوی غرور احتمالی نیروها را بگیرند؛ چرا که برحسب تجربه های قبلی، اطمینان داشتیم که به محض اینکه غرور بچه ها را بگیرد، پیش بند آن، شکست به سراغ ما می آید؛ البته وای به حال روزی که این غرور، فرماندهان ما را می گرفت که دیگر کار، سخت تر می شد.

در خاطرم هست که پیش از شروع عملیات کربلای 4، در جلسه ی توجیهی که با حضور فرماندهان تیپ و نیز شخص فرمانده لشکر، آقا مرتضی قربانی برپا شده بود، یکی از فرماندهان که بعدها به فیض شهادت رسیده بود، با تحلیل ابعاد عملیات از روی کالک و نقشه، چنان از موفقیت در این عملیات برای حاضران سخن می گفت که بنده از سر شوخی، تکانی به شهید حاج حسین بصیر که کنارم نشسته بود، دادم و رو به حاجی گفتم:"حاجی! این رفیق ما، طوری صحبت می کند که انگار موقع رد شدن موتورها از پستهای دژبانی دشمن، عراقیها خواب هستند و قرار نیست کوچکترین واکنشی از خودشان نشان دهند.» بعد هم در ادامه گفتم: «فلانی فراموش کرده که قرار است روی زمین عمل کنیم، نه روی نقشه. ما با دشمن تا بُن دندان مسلح روبرو هستیم که خواب نیست و حواسش به ما است.»

بی تعارف باید اعتراف کرد که گاهی در همان ایام جنگ، تحلیل برخی از فرماندهان ما با نفس و بعضاً غرور همراه بود و این باعث می شد تا دشمن ریز دیده شود. شهید حاج بصیر، این فرمانده متواضع، در آن جلسه با تبسم و تکان دادن سر، حرف بنده را تایید کرد.

نمونه هایی از این دست، فقط مختص به آن جلسه نبود و چند نمونه ی دیگر هم در ذهن دارم.

حال به نقطه نظر آقا محسن برگردیم. اینکه ایشان در اعلام نظر دوم خود و پس از اعلام نظر اول، فرمودند: ما عملیات کربلای 4 را از حالت لورفته، تبدیل به عملیات فریب برای دشمن کردیم، چیزی نیست که بنده بتوانم راجع به آن صحبت کنم؛ چرا که ما بعنوان فرماندهان تیپ، در سطح تاکتیکی و عملیاتی عمل می کردیم، نه راهبردی. اینکه در حال حاضر، هرکس در هر سطحی، به خودش اجازه می دهد در مقام یک تحلیل گر ارشد، بدون درنظر گرفتن پیچیدگی های یک عملیات نظامی، از آن سخن بگوید، جای تعجب دارد اما با شناختی که بنده از آقا محسن در طول جنگ دارم و معرفتی که بعد از جنگ پیدا کردم، ایشان را فرماندهی کم نظیر می دانم که قادر بود با هوش و ذکاوت عمیق خود، بلافاصله، تهدید عملیات لورفته کربلای 4 را به فرصتی همچون عملیات کربلای 5 تبدیل کند که تا تاریخ است، باید آن را جزو عملیات پیروزمندانه ی ایران عزیز به شمار آورد. تفاوت یک فرمانده قدرِ راهبردی با یک فرمانده در سطوح دیگر، همین قدرت تصمیم گیری در وقت بحران و چالش های بزرگ است؛ وگرنه در شرایط عادی، خیلی ها شاید بتوانند تصمیمات خوب و کم نقصی بگیرند. آقا محسن با انتخاب فرماندهان قدرِ لشکر و قرارگاه و نیز انتخاب فرماندهان بزرگی چون شهیدان حسن باقری، همت، متوسلیان و بروجردی نشان داد که از چه ذکاوت و هوشیاری بزرگی برخوردار است.

امیدوارم همه ی ما در تحلیلهای خود، خداوند را درنظر بگیریم و از روی کم آگاهی و کم دانشی و در سایه ی تحلیل های سخیف، افتخارات و حماسه های خود را زیر سوال نبریم و نیز فرماندهان پرافتخار خود را از روی نفس یا چیزهای دیگر، مورد انتقادات بی پایه و اساس قرار ندهیم.

خداوند همه ی ما را عاقبت بخیر نماید و ما را در روز قیامت، شرمنده ی همرزمان شهیدمان نکند.


ایمیل مستقیم :‌ info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000592323
 
working();
نظرات خوانندگان :

غلامعلی رنجبر 16 دي 1397
درود بر سردار صحرایی بزرگوار
نقش اقا محسن تنها عبور دادن نیروهای رزمنده از پیچ های خطرناک و مصبت بار به سمت فتح و پیروزی و ساماندهی مبارزات رزمندگان و نیروها مقاومت از چند ژ-3 و کلاشینکوف به تیپ های بزرگ زرهی و با امکانات مصادره شده از دشمن و بعضاً خریداری شده با هزار دردسر نیست. ایها بخش هایی از کارهای بزرگ این سردار بی نظیر اسلام و انقلاب است ولی بالاتر از این ها که دشمن سایه ایشان را به خاطر آنبا تیر می زند و درد سرهای بزرگی برای ایشان درست کرده تا او را از میدان فعالیت های انقلابی و اجتماعی خارج کند این است که ایشان از اراده و توان تصمیم گیری و تحلیل بران ها و تبدیل تهدیدها به فرصت های قوی و بالایی برخوردار است و در لحظات حساس و هیجانی و پر التهاب روحیه خود را از دست نمی دهد و می تواند به سازماندهی و تهیه و اجرای برنامه های جدید بپردازد. بدون تردید بزرگترین سهم در غائله بزرگ بنی صدر را بای به حساب آقا محسن گذاشت. چیزی که کمتر روی آن صحبت شده و ابعاد خطر بنی صدر و منافقین به ندرت تحلیل و بررسی شد و در بسیاری از موارد به سادگی از کنار آن عبور کردیم.
شاید اگر گستردگی جنگ تحمیلی نبود، فعالیت های پرحجم منافقین در جنگل های مازندران به تنهایی برای ساقط کردن یک کشور کافی بود و امروز تمام نیروهای مستقر در خط مقدم جبهه جنگل هم ارز و هم ارزش با نیروهای اعزام شده ب جبهه و مشارکت داشته در خطوط مقدم نبرد ارزش گذاری می شدند و از حقوق مشابه معنوی و نظامی برخوردار می شدند. تفاوت جبهه جنوب با جنگل و شهرهای مازندران در این بود که شما در جبهه های جنوب به راحتی با چشمان غیر مسلح مواضع دشمن را می دیدید و خود را برای مقابله و دفاع تنظیم می کردید ولی در جنگل های انبوه شمال و حتی در شهرهای مازندران نمی توانستید پیش بینی حتی یک ساعت بعد را بکنید و موقعیت عامل ترور یا حمله را تخمین بزنید و به فرض تعقیب به فاصله حتی یک یا چند درخت تنها دشمن نبود که در خطر کمین قرار می گرفت بلکه نیروهای مدافع هم به همان اندازه در خطر کمین دشمن قرار داشتند و چقدر از این بابت تلفات دادیم. عملیات کربلای چهار هرچه که بود یکی از شاخص های مهم ارزش گذاری فداکاری نیروهای لشکر 25 کربلا بود و شما به خوبی حجم حضور این نیروها به همراه تمام نیروهای فداکار و ارزشمند از سایر نقاط کشور را بیان فرمودید و تبدیل کردن این عملیات از حالت لو رفته و شکست خورده به عملیات کربلای 5 پیروزمند و بسیار پر تاثیر خود از هنر و توانایی ها و تفکر راهبرد محور آقا محسن حکایت میکند. فرماندهی کردن بر نیروهایی قدر که یکی از آنها به نام سردار سلیمانی الآن به عنوان فخر ملی و افتخار اسلام هستند و آنهایی که ذکر نام فرمودید اعم از شهدای گرانقدر و سفرکرده و شهدای ارزشمند زنده که خود شما یکی از خیل آن یادگاران هستید، کار هر انسان کم ظرفیت و ناقصالعقلی نمی تواند باشد و باید از تفکر واندیشه و تحلیل و فرماندهی بسیار قدرتمند و بالایی برخوردار باشد که آقا محسن از این نظر بی بدیل بودند. راهبردهای آقا محسن نه تنها موجب ساماندهی و نظم بخشیدنبه سپاه شده بود بلکه حتی در ارتش نیز تاثیرگذار بود و با فرمانی که از حضرت امام (ره) داشتند موجبات ساماندهی و فعال نگه داشتن و اقدامات ارزشمند نظامی توسط ارتش نیز شدند و در تقسیم کار و وظیفه و تبدیل حرکت ها به هم افزایی کار بسیار بزرگی انجام دادند.
درود خدا و رسول و ائمه و امام و رهبری و مردم قدردان ما بر سردار مخلص و ارزشمند محسن رضایی

ارسال نظر :
پاسخ به :





نام : پست الکترونیک :
 
working();


« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما »
هرگونه نقل و نشر مطالب با ذكر نام شمال نيوز آزاد مي باشد

سامانه آموزش آنلاین ویندی